|
اودیومتری با صوت خالص
روشهای
تست صوت خالص
:
روش
اول: در این روش شدت محرك از سطح پايين تر از آستانه آغاز شده و
دسی
بل
5 افزايش مي يابد . تا بيمار به محرك پاسخ دهد . در اين روش از افزايش هاي
دسی
بل
5 و كاهش هاي
دسی بل
10 استفاده مي شود . هر بار كه بيمار محرك را شنيد شدت 10 دسي بلي كاهش مي
يابد و اگر نشنيد
دسی بل
5 افزايش مي يابد و اين روند تكرار مي شود . دليل استفاده از روش صعودي
جلوگيري از خطاي ناشي از حدس زدن توسط بيمار است . اگر بيمار طبق روش نزولي
به محرك قابل شنيدن پاسخ دهد با كاهش شدت حتي در صورت نشنيدن صدا ، باز هم
پاسخ ميدهد . يعني بيمار پاسخ موزون دارد . آستانه ها در روش نزولي نسبت به
روش صعودي ، اندكي پايين تر بدست مي آيند .
استفاده
از گامهاي
دسی بل
5 باعث مي شود خطاي اندازه گيري به
5
±
دسی
بل
و
در بعضي موارد به
± 15
دسی
بل
برسد
. طبق نظر آزمايشگران ، بيمار در يك سطح به 100 % موارد پاسخ داده و
در 5 دسي بلي پايين تر از آن به 0 % پاسخ مي دهد . شدتي كه درآن بيمار به
50 % موارد پاسخ دهد آستانه بوده و بين اين دو قرار دارد .
روش دوم:
روش
اصلاح شده
H-W
است كه شامل مراحل زير است :
1- ابتدا
محرك در سطح قابل شنيدن ارائه مي شود . ارائه محرك در افراد طبيعي
دسی بل
30 و در افرادي که دچار كم شنوايي هستند
دسی بل
70 است .
2- اگر
بيمار صوت را نشنيد شدت محرك درگامهاي
دسی بل
20 افزايش مي يابد تا فرد صدا را بشنود.
3-
هنگامي كه بيمار به محرك پاسخ داد شدت در گامهاي 10 كاهش مي يابد تا محرك
غير قابل شنيدن شود .
4-
هنگامي كه بيمار ديگر پاسخ نداد ، شدت در گامهاي
دسی بل
5 افزايش مي يابد تا محرک قابل شنيدن شود .
5- شدت
در گامهاي
دسی بل
10 كاهش مي يابد و اين روند ادامه مي يابد .
6-
آستانه شنوايي پايين ترين سطح شنوايي است كه فرد به نيمي از موارد ارائه ،
پاسخ مي دهد . روش انجام آزمون صعودي بوده و بيمار بايد از هر سه بار ارائه
حداقل به دو مورد پاسخ دهد.
روش
ANSI
:
اين روش
بعنوان روش جاروب شدتي شناخته شده است . دراين روش صوت خالص ممتد با حداقل
شدت دستگاه اديومتر ارائه مي شود و شدت آن به طور تدريجي افزايش مي يابد تا
جايي كه بيمار محرك را بشنود. سپس محرك قطع شده و دوباره ارائه مي شود .
اگر بيمار براي بار دوم نيز آن را شنيد ، شدت در گامهاي
دسی بل
10 كاهش مي يابد . اين دو روش تفاوت قابل توجهي ندارند . اما روش جاروب
شدتي سريعتر از روش اصلاح شده
H-W
است . براي تعيين آستانه بايد 4 تا 5 سري محرك به روش صعودي ارائه شود و
فرد حداقل به 3 سري پاسخ داده شود . چون اين روش با روش
ANSI
تفاوت قابل توجهي ندارد توصيه شده كه از روش
ANSI
استفاده شود .
تفسيرنتايج :
نتايج
ارزيابي مسير هوايي و استخواني بر روي اديوگرام رسم ميشود . فركانس روي
محور افقي و شدت روي محور عمودي قرار دارد. اطلاعات گوش راست با رنگ قرمز و
اطلاعات گوش چپ با رنگ آبي ثبت ميشوند . گاهي براي هرگوش يك اديوگرام مجزا
رسم مي شو د. هدف اوليه از ارزيابي صوت خالص تعيين نوع و ميزان كم شنوايي
است . ميزان كم شنوايي براساس ميانگين آستانه هاي شنوايي در سه فركانس 500
و 1000و 2000 هرتز محاسبه مي شود . زيرا اين فركانس ها نقش مهمي در درك
گفتار دارند . بنابراين افت شنوايي در اين ناحيه ميزام معلوليت شنيداري فرد
را تعيين مي كند . كاهش آستانه هاي شنوايي در حد
دسی بل
25- 20 دركودكان ، سبب كاهش قابل توجهي در حساسيت كودك شده و او را در گروه
كم شنوايان خفيف قرار ميدهد . برخي از شنوايي شناسان با استفاده از فرمول
هاي ويژه ، درصد كم شنوايي را براساس يافته هاي اديومتري محاسبه مي كنند.
اين روش هاي در واحدهاي توانبخشي و نيز براي افراد مبتلا به كم شنوايي ناشي
از سر و صدا كاربرد گسترده اي دارند .
نكات
مربوط به كودكان و جمعيت هاي خاص :
ارزيابي
صوت خالص به روش استاندارد براي همه گروهها مناسب نيست . براي ارزيابي
كودكان بايد تغييراتي در روش معمول ايجاد كرد . نوزادان و كودكان نوپا به
محرك صوت خالص ، پاسخ محدودي دارند . به همين جهت براي ارزيابي آنها بايد
از تحريكات ديگري استفاده كرد . اين امر همچنين در افراد مبتلا به آسيب هاي
فيزيكي شديد و افرادي كه دچار تاخير رشدي هستند نيز صادق است .
ارزيابي
مسير استخواني معمولا“ بعد از ارزيابي مسيرهوايي و گفتار انجام مي شود .
مسير استخواني حساسيت گوش داخلي را بررسي مي كند . بنابراين با توجه به
نتايج آن مي توان مشخص كرد كه جراحي ترميمي گوش مياني موفقيت آميز خواهد
بود يا خير . زيرا سالم بودن عصب و گوش داخلي دراين موارد حائز اهميت است .
عدم
تغيير پذيري نتايج در آزمون
–
بازآزمون مسير استخواني و تاثير عملكرد گوش خارجي ، مياني و حلزون بر
آستانه هاي آن باعث شد تا ارزيابي مسير استخواني بعنوان يك آزمون معتبر در
شنوايي شناسي مورد استفاده قرار گيرد . برخي از شنوايي شناسان اديومتري
ايميتانس را جايگزين ارزيابي مسير استخواني مي كنند اما تجربيات باليني
ثابت كرده ، اگر چه ارزيابي ايميتانس روش معتبر و كاملي است اما نبايد
جايگزين آستان گيري رفتاري شود .
در مرحله
بعد آزمايشگر بايد بيمار را از نتايج ارزيابي مطلع كرده و ميزان كم شنوايي
، مشكل كم شنوايي ، وضعيت تقارن بين گوش ها ، توانايي شنوايي فرد درهر يك
از فركانس هاي پايين ، مياني و بالا و تاثير آن بر ارتباطات در شرايط
شنيداري متفاوت را براي وي توضيح دهد . دراين بررسي ها بايد مشكل اصلي
بيمار مشخص شده و با توجه به نيازمنديهاي او ، توصيه هاي لازم ارائه گردد .
اين توصيه ها عبارتند از :
1- ارجاع
پزشكي يا مشاوره اي
2-
ارزيابي تكميلي شنوايي
3-
ارزيابي سمعك
4-
ارزيابي گفتار و زبان
5-
بازتواني شنوايي
6-
مشاوره درباره شرايط ارتباطي مختلف
مواردي
كه نياز به ارجاع پزشكي دارند عبارتند از :
درد يا
ناراحتي درگوش ، ترشح گوش ، كم شنوايي انتقالي ، كم شنوايي ناگهاني ، كم
شنوايي نوساني يا پيشرونده سريع ، گيجي حاد يا مزمن و وزوز يكطرفه غير قابل
توجيه . اين موارد از طرف موسسه دارو و غذاي امريكا تعيين شده است . اما در
صورت تشخيص شنوايي شناس ، موارد ديگر نيز ممكن است به ارجاع پزشكي نيازمند
باشد.
بيماراني
كه براي انجام آزمون هاي تكميلي ارجاع مي شوند ، شامل دو دسته هستند :
1-
كودكان كم سن و سال يا بيماراني كه سطح رشد ذهني آنها درحدي است كه نمي
توان ارزيابي كاملي برايشان انجام داد .
2-
بيماراني كه در ارزيابي هاي اوليه ، علايم ضايعات شنوايي مركزي نظير علايم
مربوط به عصب شنوايي يا سيستم عصبي مركزي شنوايي را نشان داده اند .
براي
ارزيابي كودكان بايد از روشهاي مناسب با سن رشدي آنها استفاده كرد . برخي
از اين روشها عبارتند از:
اديومتري
مشاهده رفتار، اديومتري با استفاده از تقويت بينايي و اديومتري بازي كه در
آنها از تحريكات گفتاري و غير گفتاري استفاده مي شود . ارزيابي هايي كه
نياز به پاسخ دهي فرد ندارند عبارتند از : تمپانومتري، ايميتانس استاتيك ،
رفلكس اكوستيك ، پتانسيل هاي برانگيخته شنوايي و پاسخ هاي انتشار صوتي .
آزمونهايي كه براي ارزيابي عصب شنوايي و سيستم مركزي شنوايي استفاده مي
شودند شامل آستانه هاي رفلكس اكوستيك و زوال رفلكس ، الگوهاي رفلكس اكوستيك
، پتانسيل هاي برانگيخته شنوايي ، گفتار با اعوجاج ، تحريك دو گوشي ، مرتبه
بندي زماني تحريك ، الگوهاي پوشش ، ارزيابي فيزيولوژيك فعاليت مغزي شامل
جريان خون، سرعت فعاليت متابوليك و فعاليت الكتريكي مي باشند.
ارزيابي
BC
يكي از مهمترين قسمت هاي ارزيابي باليني است . آزمايشگر با استفاده از
آستانه هاي مسير استخواني حساسيت گوش داخلي را تعيين كرده و آن را با نتايج
مسير هوايي مقايسه مي كند . تفاوت بين اين دو آستانه اطلاعات تشخيصي مفيدي
درباره نوع كم شنوايي دراختيار آزمايشگر قرار مي دهد .
BC
در فركانس هاي 250 تا 4000 هرتز در هر اكتاو ، اندازه گيري مي شود .برخي
موارد فركانس 6000 هرتز نيز ارزيابي مي شود . اين فركانس در شرايط كلاپس
كانال بسيار مفيد است .
عواملي
كه ارزيابي مسير استخواني را تحت تاثير قرار مي دهند:
1- تفاوت
در اندازه جمجمه ، ضخامت پوست و استخوانهاي جمجمه ازجمله عوامل غير قابل
كنترل هستند . تغيير پذيري آزمون - بازآزمون مسيرهوايي در بزرگسالان
دسی بل
5 است . در صورتي كه اين تغيير پذيري در مسير استخواني به 10 و گاهي
دسی بل
15 مي رسد.
2- چون
براي ارتعاش مرتعش كننده استخواني انرژي بيشتري لازم است ، حداكثرخروجي در
ارزيابي مسير استخواني محدود است . حداكثر خروجي در فركانس هاي مختلف بشرح
زير است :
دسی بل
40 در 250 هرتز ،
دسی بل50
در 500 هرتز ،
دسی بل
70-60 در1000 تا 4000 هرتز . بنابراين هنگامي كه آستانه هاي مسير هوايي به
ميزان
دسی بل
15-10 بيشتر از مقادير ذكر شده باشد ، با ارزيابي مسير استخواني، نمي توان
مشخص كرد كه فرد ضايعه حسي
–
عصبي دارد يا ضايعه انتقالي .
3-
اگرشدت محرك در فركانس هاي 250 و 500 هرتز به
دسی بلHL
55- 35 برسد ، فرد محرك را از طريق حس لامسه و ارتعاش درك ميكند . بنابراين
پاسخ هاي
BC
كه در اين محدوده فركانسي در شدتهاي
دسی بلHL
55- 35 بدست مي آيند . ممكن است نتيجه پاسخ بيمار به ارتعاش باشد نه محرك
شنوايي.
4- كاهش
بين گوشي در مسير استخواني،
دسی بل
10-5 است ، بنابراين وجود كمترين اختلاف بين شنوايي دو گوش سبب مي شود كه
محرك
BC
به گوش مقابل بردس. به همين جهت ارزيابي مسير استخواني نيازمند ارائه پوشش
است . عدم استفاده از پوشش سبب بروز اشتباهاتي در تعيين نوع و ميزان كم
شنوايي ميشود .
5- اثر
سر و صدا محيط در ارزيابي مسير استخواني بيشتر است زيرا كانال گوش پوشيده
نشده ست . اما در ارزيابي مسير هوايي كانال گوش با گوشي سطح گوشي پوشيده
شده است و بالشتك گوشي به كاهش سر و صدا محيط كمك مي كند . ارزيابي
BC
ممكن است با كانال گوش مسدود انجام شود كه آستانه مطلق استخواني نام دارد .
اما اگر كانال گوش باز باشد ، آستانه نسبي استخواني ناميده مي شود .
استاندارد 1996
ANSI
بر اساس ارزيابي
BC
با گوش باز عنوان شده است .
گسيختگي
زنجيره استخوانچه اي:
هنگامي
كه زنجيره استخوانچه اي دچار گسيختگي شود هر دو اثرماند استخوانچه اي و
استخواني
–
صماخي از بين مي رود . آستانه هاي
BC
خصوصا“ در فركانس
KHZ
2 ،مشاهده مي شود. اما بعد از جراحي ترميمي ، آستانه هاي مسير استخواني به
حالت طبيعي بر مي گردد .
|