|
سرومن
سرومن يا واكس گوش توسط غددي در
قسمت غضروفي مجرا توليد مي شود . اعمال آن چرب
كردن پوست درون مجرا و به دام انداختن اجسام
خارجي است . در شرايط طبيعي سرومن به مقادير
ناچيزي توليد مي شود و درون مجرا خشك شده ، درخلال
عمل جويدن يا تكلم از مجرا خارج مي شود .
سرومن زياد و سرومن تجمع يافته :
در بعضي از افراد فعالييت غدد
سرومني زياد است و باعث تجمع واكس در مجرا مي شود
. در عده اي ديگر تجمع سرومن به علت پيچ خوردگي
مجرا يا وجود تنگي در آن است و بالاخره در بعضي
نيز به علت درماتوز ، كيفيت سرومن غير طبيعي است .
بدين صورت كه خشك نشده ، نرم و حجيم باقي مي ماند
و باعث انسداد مجرا مي شود . اگر انسداد كامل باشد
بيمار دچار احساس پري گوش و كاهش شنوايي(گاهي 30
تا 40 دسي بل ) مي شود . ممكن است سر گيجه و وزوز
گوش وجود داشته باشد . اگر عفونت ثانويه رخ نداده
باشد ، غالبا“ درد وجود ندارد . در بسياري از
موارد ، بيمار در حين شنا يا دوش گرفتن دچار كاهش
شنوايي ناگهاني در يك گوش مي شود . علت اين امر
افزايش حجم واكس گوش در اثر جذب آب است . در
بسياري از موارد : گوش كاملا“ مسدود به نظر مي
رسد. ولي بيمار علامتي ندارد ، زيرا هنوز يك معبر
كوچك وجود دارد و شنوايي بيمار طبيعي است .
درمان خارج ساختن واكس توسط شستشو
يا قاشقكهاي سرومن است . در حين شستشو اگر اطراف
سرنگ فضايي براي خروج آب وجود داشته باشد ، نبايد
از آسيب ديدن پرده صماخ نگران بود . مي توان از آب
لوله كشي شده شهري براي شستشوي مجراي گوش استفاده
نمود. براي جلوگيري از تحريك وستيبول و ايجاد
سرگيجه لازم است دماي آب متناسب با دماي بدن باشد
. بايد حين شستشو، لاله گوش را به طرف بالا و خلف
كشيد تا جريان آب به ربع فوقاني پرده صماخ برخورد
كند . خارج ساختن سرومن توسط قاشقك نياز به تجربه
دارد . اپي تليوم پوشاننده قسمت استخواني مجرا در
بعضي از افراد بسيار حساس است و ممكن است با يك
اشاره دچارخونريزي شود . احتمال آسيب پرده صماخ
كمتر است . استفاده از قاشقك بايد در ديد مستقيم
از طريق اسپكولوم گوش باشد . در مواردي سرومن
فشرده و خشك است و كندن آن توام با درد است . در
اين موارد بيمار بايد براي 2 تا 3 روز از قطره هاي
پراكسيدهيدروژن يا روغن معدني استافده كند تا واكس
نرم شود . سپس مي توان به راحتي آن را با شستشو
خارج نمود .
ناكافي بودن سرومن : كم بودن سرومن
ناراحت كننده تر از زياد بودن آن است . دراين حالت
ممكن است خشكي ، خارش ، پوسته ريزي و خراشيدگي
مجرا وجود داشته باشد . درمان اين عارضه مشكل است
. گاهي با استفاده از پمادهاي گوش يا روغن معدني
شدت علايم كاهش مي يابد . درمواردي اين عارضه در
ارتباط با بيماريهاي پوستي نظير درماتيت سبوره اي
است .
فورنكولوز :
فورونكولوز نوعي اوتيت خارجي موضعي
است كه در نيمه خارجي مجراي گوش رخ ميدهد . در اين
حالت ، فوليكول هاي مد دچار عفونت ميشوند . حتي يك
فورونكل كوچك نيز مي تواند موجب درد شديدي شود،
مگر اين كه بطور خودبخودي يا توسط انسيزيون باز
شود . علايم بيماري مشابه اوتيت خارجي حاد مي
باشد. به جز اين كه نورنكل موضعي تر است و مجراي
گوش ممكن است دراين حالت مرطوب نباشد . استئوم
مجراي گوش گاهي با فورونكل اشتباه مي شود ، اما
استئوم ها حساس و قرمز رنگ نيستند . همچنين استئوم
ها در قسمت استخواني مجرا قرار دارند . فورونكلها
بايد از راس خود برش داده شوند . در مراحل اوليه
ميتوان از مش مرطوب شده با محلول بارو براي تخفيف
درد استفاده نمود . حرات موضعي نيز موجب تخفيف درد
مي شود . درحضور تب و يا سلوليت بافت هاي اطراف ،
آنتي بيوتيك سيستميك توصيه ميشود . مهمترين علت
فورنكل ، عفونت هاي استافيلوكوكي است . بنابراين
دي كلوگزاسيلين و ساير داروهاي ضد استافيلوكوك ،
آنتي بيوتيك هاي انتخابي هستند .
پري كندريت :
پري كندريت لاله گوش معمولا“ يك
اختلال جدي است و غالبا“ عامل آن پسودوموناس مي
باشد. اين حالت معمولا“ بدنبال اوتيت خارجي ،
تروما و ياعمل جراحي رخ مي دهد . در ابتدا قرمزي ،
گرمي و تورم لاله گوش وجود دارد و به سرعت درد نيز
رخ ميدهد . در اغلب موارد آدنوپاتي پشت گوشي وجود
دارد . درمان با آنتي بيوتيك هايي نظير تيكارسيلين
، سفتازيديم و يا سيپروفلوكساسين صورت مي گيرد .
اگرعلايم شديد باشد ، بيمار بايد بستري شود و كشت
هاي ميكروبي انجام شوند . درمان موضعي بي اثر است
. اما در صورت وجود همزمان اوتيت خارجي ترشح دار ،
محلول بارو مفيد خواهد بود . پيدايش حالت تموج،
برش و برداشت غضروف نكروتيك را الزامي مي سازد. در
مورد اخير لاله گوش به دنبال ترميم ، تغيير شكل مي
دهد و پيش آگهي ظاهر آن ضعيف است .
هرپس زوستر گوش :
هرپش زوستر گوش ، عفونت ويروسي
گانگليون ژنيكوليت و هسته هاي اعصاب جمجمه اي هفتم
و هشتم است . در اين حالت ممكن است وزيكولهايي در
مجراي گوش تشكيل شوند . با پاره شدن اين وزيكول ها
، دلمه هايي در ديواره خلفي مجرا ، قسمت خلفي پرده
صماخ ، گوش خارجي و كونكا ايجاد مي شود . ساير
علايمي كه ممكن است در اين بيماري رخ دهند ،
عبارتند از : درد شديد گوش ، فلج عصب فاسيال ،
كاهش شنوايي حسي
–
عصبي ، سرگيجه و كاهش ميزان اشك ، بزاق و قوه
چشايي . درمان علامتي است .
پوليپ هاي گوش :
پوليپ هاي گوش در عمق گوش تشكيل مي
شوند و تقريبا“ هميشه توسط ترشحات چركي پوشيده شده
، به راحتي خونريزي مي كنند . پوليپ عفونت گوش
خارجي نمي باشد ، اما ممكن است از مجراي گوش و يا
ازگوش مياني منشاء بگيرد و معمولا“ متشكل از بافت
گرانولاسيون است . پوليپ هايي كه از بافت
گرانولاسيون تشكيل شده اند نيز معمولا“ توسط مخاط
سنگفرشي پوشيده مي شوند ، اما اغلب قرمز تر از
پوليپ هاي مخاطي بوده ، آسانتر از آنها خونريزي مي
كنند . در هر دو حالت وجود پوليپ نشانه عفونت مزمن
است . دراين بيماران يك ترشح چركي بدبو وجود دارد
و در صورت برخاستن پوليپ از گوش مياني يا انسداد
مجراي گوش ، كاهش شنوايي وجود خواهد داشت .
خونريزي شايع است . فرد معاينه كننده بايد مشخص
كند كه آيا پوليپ از اپي تليوم مجراي گوش منشاء
گرفته و يا از طريق سوراخ پرده صماخ به داخل مجرا
برآمده شده است . بدين منظور مجاري گوش بايد بدقت
پاك شود . اگر پوليپ به آساني قابل رويت باشد ، مي
توان آن را با يك ميله به آرامي حركت داد و ارتباط
آن را با پرده صماخ بررسي نمود . درمان پوليپ ،
جدا نمودن آن از قاعده اش است . انجام اين عمل
معمولا“ باعث خونريزي ناراحت كننده اي مي شود كه
مي توان آن را با تامپون توسط پنبه آغشته به اپي
نفرين يك در هزار كنترل نمود . بايد توجه داشت كه
درحين درمان پوليپ ، نبايد آن را از جايش كند ، به
ويژه اگر از سوراخي در ربع خلفي
–
فوقاني پرده بيرون آمده باشد ، زيرا امكان آسيب
رساندن به استخوان ركابي ، عصب فاسيال و يا زنجيره
استخوانچه اي وجود دارد . پوليپ هايي كه از مجراي
گوش منشاء مي گيرند به سرعت بعد از درمان بهبود مي
يابند ، زيرا در اين موارد هيچگونه بيماري
استخواني زمينه اي وجود ندارد .
منابع:
1- کتاب جراحی گوش و حلق و بینی
کامینگز ، چاپ چهارم ، سال 2005
2- کتاب گوش و حلق و بینی دیویس
1990
3- کتاب اسنشیل گوش و حلق و بینی ،
چاپ هقتم ، سال 1999
|