كاهش شنوايي :

در ايالات متحده ، اختلالات ارتباطي ( شنوايي گفتاري )‌مسئول بيشترين تعداد ناتوانيهاي از كار بازدارنده مي باشد . كاهش شنوايي بيشتر افراد مسن را درگير مي كند (50 درصد موارد بالاي 65 سال هستند ) . در بررسيهاي انجام شده نشان داده شده است كه اوتيت مديا پس از سرماخوردگي معمولا“ دومين علت مراجعه كودكان به پزشك خانواده مي بشد . كاهش شنوايي در4-2% كودكان بروز ميكند كه در يك سوم آنها علت كاهش شنوايي به قبل يا حين تولد مربوط مي شود نظير سرخچه درسه ماه اول بارداري ، آنفلوآنزا ، زونا ، ساير بيماريهاي ويروسي و داروها. با توجه به شيوع كاهش شنوايي و مخارج درماني آن اين اختلال سالانه ضرر هنگفتي رابه اقتصاد كشورها وارد ميكند . كاهش شنوايي را ميتوان به دو گروه هدايتي و حسي- عصبي تقسيم بندي كرد.

كاهش شنوايي حسي- عصبي :

كاهش شنوايي حسي عصبي از آسيب حلزون يا عصب زوج VIII ناشي ميشود . كاهش شنوايي ممكن است مادرزادي ( از بدو تولد ) يا اكتسابي ( بروز در مراحل بعدي زندگي ) باشد كه انواع مادرزادي آن مي تواند ارثي يا غير ارثي باشد. موارد اكتسابي ناشنوايي معمولا“ حالت غير ارثي دارند ولي به ندرت مي توانند ارثي ( نظير Progressive nerve deafness ) نيز باشند . درموارد ناشنوايي ارثي معمولا“ بيش از يك كودك خانواده مبتلاست . دو فرد مبتلا به ناشنوايي ارثي ، قبل از ازدواج بايد تحت مشاوره ژنتيك قرار گيرند چرا كه در اين حالت احتمال به دنيا آوردن كودكي ناشنوا بسيار بالا مي رود .

ناشنوايي مادرزادي غير ارثي :

سه علت اصلي كاهش شنوايي مادرزادي غيرارثي عفونتهاي ويروسي ، تروماي زايماني و كرنيكتروس مي باشد. سرخچه مادرزادي از طريق آسيب عضو كورتي باعث كاهش شنوايي ميشود . با ابتلا مادر به سرخچه در سه ماه اول بارداري 10-5 % احتمال تولد نوزادي با ناشنوايي يا كاهش شنوايي وجود دارد ولي در صورتي كه نوزاد به سندرم سرخچه ( كاتاراكت ، اختلالات قلبي عروقي ، عقب ماندگي ذهني رتينيت ) مبتلا باشد احتمال كاهش شنوايي و ناشنوايي او تا  70 درصد بالا مي رود . ساير ويروس ها نيز در صورت ابتلا مادر در سه ماهه اول ممكن است باعث كاهش شنوايي نوزاد شوند .

نوزاداني كه دچار آنوكسي ( آسيب حلزون ) يا تروماي زايماني( خونريزي داخل جمجمه و آسيب عصب كوكلئار ) در حين تولد شده اند ممكن است دچار كاهش شنوايي شوند كه غالبا“ با فلج مغزي همراه است  كرنيكتروس ( در 20 % موارد ) و يا اريتروبلاستوز جنيني مي تواند باعث ناشنوايي شود ( بعلت آسيب حلزون ، هسته هاي كوكلئار و كوليكولوس هاي فوقاني و تحتاني ساقه مغز) كه با سطح و مدت بالا بودن بيلي روبين ارتباط مستقيم دارد . مصرف داروهايي نظير كينين ، استرپتومايسين و بعضي از داروهاي آرام بخش و مضعف سيستم اعصاب مركزي مي توانند كاهش شنوايي حسي عصبي دركودك ايجاد نمايند .

هميشه درموارد غير قابل توجيه كاهش شنوايي حسي عصبي مادرزادي بايد به فكر سيفيليس  مادرزادي بود . كاهش شنوايي اين بيماران از بدو تولد يا دوران نوجواني و بلوغ و در يك يا هر دو گوش شروع مي شود . كاهش شنوايي آنها حالت نوساني داشته غالبا“ با سرگيجه همراه است . لذا در افراد بالغ از بيماريهاي نظير منير غير قابل افتراق است . كاهش شنوايي و سرگيجه سيفليس مادرزادي سريعا“ پيشرفت مي كند . سايرنشانه هاي سيفليس مادرزادي كمك كننده اند ولي تاييد سرولوژيك الزامي مي باشد . درمان شامل است برپني سيلين و استروييد .

كاهش شنوايي اكتسابي غيرارثي :

كاهش شنواي اكتسابي غير ارثي اكثريت موارد كاهش شنوايي را تشكيل مي دهند .

پيرگوشي : پيرگوشي كاهش شنوايي مي باشد كه با افزايش سن ارتباط دارد و از آتروفي سلولهاي گانگليوني حلزون و تغييرات دژنراتيو غشاء بازيلار ناشي مي شود. مشخصه اين حالت ، يك كاهش شنوايي حسي- عصبي ، تدريجي پيشرونده و دو طرفه بويژه در فركانس هاي بالا مي باشد كه به تدريج تونهاي پايني تر را نيز درگير ميكند . پيرگوشي مسئول اكثريت موارد كاهش شنوايي حسي عصبي افراد مسن مي باشد. بيماران در ابتدا از كاهش توانايي تفكيك صداها شكايت مي كنند ( بعلت كاهش شنوايي در فركانس هاي بالا ) و كاهش شنوايي را انكار مي كنند. يكي ديگر از مشخصات اين بيماران كوچكي محدوده تحمل دربرابر شدت صوت مي باشد . وقتي كاهش شنوايي به حد dB 35- 30 رسيد برنامه هاي تقويت صدا بايد براي بيماران درنظر گرفته شود .

كاهش شغلي شنوايي يا كاهش شنوايي ناشي از صدا : شايعترين و مهمترين علت كاهش شغلي شنوايي ، كاهش شنوايي در اثر صداهاي بلند مي باشد. سر و صداي صنعتي با شدت بيش از dB 95 85 طي ماهها يا سالها باعث آسيب حلزون مي شود . در ابتدا كاهش شنوايي در فركانس 4000 هرتز مي باشد كه به تدريج به فركانس هاي بالاتر و پايين تر گسترش مي يابد . فركانس هاي پايين تر در آغاز كمترين درگيري را نشان مي دهند . تا هنگامي كه كاهش شنوايي به بيش از dB 30 درفركانس هاي گفتاري نرسد درك كلام (SRT) دچار اختلال جدي نمي شود . گوش هاي بعضي افراد حساسيت بيشتري نسبت به سر و صدا دارند . اين بيماران نيز همانند افراد پيرگوش و شايد بيشتر ازآنها درمحيط هايي كه سر وصداي رقابت كننده وجود دارد ( رستوران ها ، پيك نيك ها ، اتوبوس ها و ) قدرت تفكيك بدي خواهند داشت. كاهش شنوايي ناشي از صدا دو مرحله دارد . در مرحله اول كاهش شنوايي برگشت پذير ( شيفت گذاري آستانه ) و در مرحله دوم برگشت ناپذير است .

در افرادي كه شدت صوت در محل كار آنها بيشتر از dB 85 مي باشد انجام آزمونهاي شنوايي سنجي به صورت دوره اي بيشترين اهميت را دارد . چرا كه به اين طريق افراد مبتلا به اختلال حلزون گوش در مراحل زودرس شناسايي شده ، از منبع صوتي دور ميشوند. علاوه بر اين در بعضي از مشاغل لازم است گوش از صداي شديد محافظت گردد . گذاشتن پنبه داخل مجرا محافظ خوبي نيست ولي استفاده از توپي هاي مناسب گوش مي تواند صداي رسيده به گوش مياني را dB 30- 10 كاهش دهد . گاه شدت صوت محل كار به حدي است كه استفاده از وسايل پوشاننده گوش و حتي وسايل پوشاننده سر نيز لازم مي شود . ميزان مجاز طول مدت كار فردي كه با صداي مداوم 90 دسي بلي مواجه است 8 ساعت در روز مي باشد كه به ازاء هر dB 5 افزايش شدت صوت، ساعات كار روزانه نصف مي شود ( مثلا“ 25/0 ساعت در روز در صداي dB 115 ) .

صداي اسلحه هاي گرم و تفنگ هاي ورزشي نيز مي تواند باعث كاهش شنوايي شود . در افراد راست دست ، كاهش شنوايي عموما“ در گوش چپ شديدتر است ( گوش راست توسط قنداق تفنگ محافظت ميشود) ولي در موارد استفاده از اسلحه كمري كاهش شنوايي حالت قرينه دارد . بيماران بايد بدانند كه احساس وزوز و پري گوش بعد از استفاده از اسلحه ، نشانه شيفت گذاري آستانه مي باشد و بايد به هر نحو ممكن از اين برخورد صوتي پرهيز كنند . در موزيك هاي گروهي در نزديگي بلندگوها شدت صوت مي تواند dB 140 110 باشد و اگر شدت صوت در فاصله 30 فوتي يك بلندگو dB 110 باشد در 16 % شنوندگان شيفت گذاري آستانه شنوايي رخ مي دهد . استفاده از استريوهاي شخصي با گوشي نيز از علل ديگر آسيب صوتي گوش بويژه در جوانان مي باشد. حوادث انفجاري با پاره كردن پرده تمپان و آسيب گوش داخلي باعث كاهش شنوايي مي شوند .

بيماران مبتلا به كاهش شنوايي ناشي از صدا بيشتر از كاهش شنوايي ، از وزوزگوش شكايت دارند و اين علامت، هشداري بر قريب الوقوع بودن شيفت غير قابل برگشت آستانه مي باشد. در تعيين ميزان كاهش شنوايي برگشت ناپذير كارگران ، بايد قبل از ارزيابي ، كارگر مدت چند هفته از برخورد با صدا اجتناب كند تا مقادير برگشت پذير شيفت آستانه بازگردد . به خاطر اين كه هيچ روش طبي براي درمان كاهش شنوايي ناشي از صدا وجود ندارد ، مهمترين اقدام پيشگيري از رخداد آن مي باشد .

تروماي سر : درتروماي سر ، بروز خونريزي از گوش بويژه اگر همراه ضعف عضلات صورت و سرگيجه باشد ، قويا“ به نفع شكستگي استخوان تمپورال و بالتبع آسيب حلزون مي باشد كه مي توان آن را با روشهاي راديوگرافيك تاييد كرد . بعنوان يك قانون بدنبال تروماي سر كاهش شنوايي ناشي از آسيب حلزون حالت دائمي خواهد داشت ولي اگر استخوان تمپورال دچار شكستگي نشده باشد ، با گذشت زمان قدري بهبودي قابل انتظار است . شكستگي هاي استخوان تمپورال را به دو نوع طولي و عرضي تقسيم بندي مي كنند كه عموما“ شكستگي هاي طولي سبب كاهش شنوايي هدايتي ( بويژه در فركانس هاي بالا و شكستگي هاي عرضي باعث كاهش شنوايي حسي عصبي ، آسيب حلزون و آسيب عصب فاسيال مي شوند . از ديگر علل تروماتيك كاهش شنوايي مي توان تروماي ناشي از اعمال جراحي استخوان تمپورال يا جراحيهاي داخل جمجمه اي را نام برد .

كاهش شنوايي در اثر سميت دارويي :

داروهايي كه بيشتر باعث كاهش شنوايي حسي عصبي مي شوند عبارتند ازآنتي بيوتيك هاي آمينوگليكوزيدي ، ساليسيلات ها ، كينين و ساير داروهاي ضد مالاريايي وابسته به كينين ، اتوتوكسيسينه همه انواع آمينوگليكوزيدها كاملا“ مشابه بوده و بيشتر از سميت ساير داروهاست . حتي ميزاني از آمينوگليكوزيدها كه درمصرف خوراكي آن از دستگاه گوارش جذب مي شود يا در مصرف آنها در شستشوي زخم از زخم جذب مي شود مي تواند باعث اتوتوكسيسيته شود . هر گونه اختلالي در سيستم كليوي بامختل كردن دفع آمينوگليكوزيدها سميت گوشي آنها را افزايش مي دهد. اين داروها با تخريب سلولهاي گيرنده باعث كاهش شنوايي مي شوند و به خاطر اين كه شايعترين محل گرفتاري ، پيچ قاعده اي حلزون مي باشد اولين و پايدارترين نوع كاهش شنوايي آنها ، كاهش شنوايي در فركانس هاي بالاست . از ويژگي هاي ديگر سميت گوشي داروها ( كه در مورد آمينوگليكوزيدها بطوركامل صدق نميكند )‌اين است كه اثرات اتوتوكسيك آنها ممكن است در طي مصرف داروها قابل كشف نباشد و روزها تا هفته ها بعد از خاتمه درمان پديدار شوند . اتوتوكسيسيته ممكن است بصورت يكطرفه رخ دهد . مصرف همزمان آمينوگليكوزيدها و بعضي ديگر از آنتي بيوتيك ها باديورتيك هاي قوس هثله ( نظير اتاكرينيك اسيد ) ميتواند باعث تشديد سميت گوشي آنها شود . مصرف مقادير بالاي NSIAD  ها نظير آسپيرين باعث يك كاهش شنوايي گذار و وزوز گوش مي شود كه در اغلب موارد با قطع دارو بطوركامل مرتفع مي شود .

علل متابوليك كاهش شنوايي حسي- عصبي :

هيپوتيروئيديسم چه مادرزادي و چه اكتسابي مي تواند باعث كاهش شنوايي حسي عصبي شود كه در كودكان مبتلا به كرتينيسم ، شديد بوده و در بالغين معمولا“ خفيف و برگشت پذير است ( با تجويز لووتيروكسين) .

كاهش ناگهاني شنوايي از نوع حسي عصبي : گاه فردي به صورت ناگهاني ( در خواب يا بيداري ) دچار كاهش شنوايي ميشود كه معمولا“ حالت شديد دارد و بعضا“ با سرگيجه يا وزوز گوش همراه است . در بعضي موارد فرد قبل از كاهش شنوايي صدايي كليك مانند يا وزوز در يك گوش خود مي شنود. متعاقبا“ ممكن است بيمار طي چند روز يا چند هفته بطوركامل يا نسبي بهبود شنوايي پيدا كند .

كاهش شنوايي اين بيماران ممكن است در فركانس هاي بالا يا پايين باشد ولي بيشتر در فركانس هاي بالا رخ ميدهد . مكانيسم كاهش ناگهاني شنوايي به نظر عروقي مي آيد هرچند علل ويروسي نيز مطرح شده اند. بعنوان مثال اوريون مي تواند با درگيري حلزون باعث شديدترين كاهش شنوايي يكطرفه دركودكان شود . تقريبا“ تمام اين بيماران افرادي هستند كه در معرض شرايط پراسترس قرار داشته اند. كاهش شنوايي حسي عصبي ناگهاني و يكطرفه كه بعلت اوتيت مديا يا تروما نباشد ممكن است از يكي از علل زير ناشي شده باشد:

1- تغييرات محيط فيزيكي ( اعمال جراحي ، استرس ، مسافرت )

2- بيماريهاي ويروسي ( در 25 درصد موارد )

3- وازواسپاسم عروقي

4- فيستول ( معمولا“ بدنبال فعاليت فيزيكي استرس زا و پر فشار )

5- تومورها ( درصد كمي از نوروم ها )

6- اختلالات ايمونولوژيك

كاهش ناگهاني شنوايي هر چند درمان قطعي ندارد ولي داروهاي متسع كننده عروقي ، آنتي هيستامينها ، كورتيكواستروييد ها ، ( وروگرافين ) ، تجويز متناوب كربوژن ( 5% Co2 مخلوط با 95 % اكسيژن و بيش از بقيه استراحت و پرهيز از استرس توصيه شده است .

نشت مايع پري لنف : گاه در اثر تروماي فشاري شديد يا فعاليت هاي ناگهاني ،‌يكي از دريچه هاي گرد يا بيضي پاره شده باعث نشت مايع پري لنف مي شود كه اين حالت با كاهش شنوايي حسي عصبي همراه است. سير اين بيماري را مي توان با مداخله زودرس ( بستن محل نشت ) تغيير داد .

هيدروپس اندولنف ( بيماري منير ) : بيماري منير باعث كاهش شنوايي نوسان دار حسي عصبي مي شود كه ابتدا خفيف است و فركانس هاي پايين را درگير مي كند ولي به تدريج كل فركانس ها را درگير ميكند و ممكن است به كري كامل بيانجامد. كاهش شنوايي بيماران معمولا“ يكطرفه است ولي در 25 20 % موارد در گوش دوم نيز رخ ميدهد . همچنين دراين بيماري بطور شايع وزوز گوش متناوب ( ابتدا با فركانس پايين و درنهايت با فركانس بالا) ، احساس فشار و پري گوش و سرگيجه نيز وجود دارد .

از ديگر علل كاهش شنوايي حسي عصبي ميتوان به مولتيپل اسكلروز و كوكلئار اتواسكلروز اشاره كرد كه بيماري دوم بيشتر موجب كاهش شنوايي هدايتي مي شود ، ولي گاه با درگيري حلزون باعث كاهش شنوايي پيشرونده حسي عصبي مي گردد .

 

منابع:

1- کتاب جراحی گوش و حلق و بینی کامینگز ، چاپ چهارم ،  سال 2005

2- کتاب گوش و حلق و بینی دیویس 1990

3- کتاب اسنشیل گوش و حلق و بینی ، چاپ هقتم ، سال  1999

 

 
 پرينت مطالب

Born on: March 21, 2006