srabiei
مدیر سایت


عضو شده در: 14 مرداد 1385
پست: 436

نمره ( point ): 970 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 15 آبان 1389 - 00:14 عنوان: ترمیم عصب هفتم |
|
|
نحوه ترميم عصب فاسيال :
عصب فاسيال از قدرت قابل توجهي براي رژنرسانس برخوردار است . ضرورت عمل جراحي ترميمي و موفقيت آميز بودن يا نبودن آن را بايد به كمك تستهاي الكتريكي عصب فاسيال و عضلات صورت تعيين نمود. اگر وارد كردن جريان فاراديك برپوست روي تنها عصب ، بتواند باعث واكنش عضلات صورت شود بايد عمل جراحي ترميمي را به تعويض انداخت ، چرا كه امتداد عصب قطع نشده است . اگر اين تحريك فاراديك باعث واكنش نشد ولي عضلات هنوز به جريان گالوانيك پاسخ ميدهند ، جراحي روش درمان انتخابي است چرا كه امتداد عصب قطع شده است . اگر عضلات به تحريك گالوانيك پاسخ نمي دهند عموما“ ترميم عصب بي فايده است .
عمل جراحي دكومپرشن عصب : در صورتي كه بعلت ادم ، تومور يا فرورفتگي استخوان ، فشاري بر عصب فاسيال وارد شود و به فلج آن منجر گردد ، دكومپرشن عصب انديكاسيون خواهد داشت. در اين عمل كه از طريق ماستوييد يا حفره مياني جمجمه انجام ميشود ، كانال استخواني عصب باز مي شود تا فشار وارده بر عصب كاهش يابد . براي كاهش بيشتر فشار مي توان غلاف عصب را نيز باز كرد . اين كار ايسكمي و ادم عصب را كاهش داده ، امكان رشد رشته هاي درحال رژنرسانس عصب را فراهم مي كند .
آناستوموز انتها به انتها : در صورت قطع شدن عصب روش آناستوموز انتها به انتها بهترين نتايج را بدنبال دارد . دراين روش بايد دو انتهاي قطع شده عصب به دقت و بدون اين كه تحت فشار قرار گيرند كنار هم آورده شوند و اپي نوريوم آنها با 3-2 بخيه سيلك 0-9 به هم دوخته شود . لازم به ذكر است كه اپي نوريوم ، غلاف كل عصب ، پري نوريوم ، غلاف دسته اي از آكسونهاي داخل عصب و اندونوريوم ، غلاف يك رشته از آكسونهاست . به اعتقاد بعضي زدن يك بخيه 0-6 واحد از ميان خود عصب كه اپي نوريوم را نيز در بر مي گيرد تروماي كمتري به عصب وارد مي كند .
پيوند عصب : اگر رساندن دو انتهاي عصب به هم امكان پذير نباشد ، مي توان از پيوند عصب استافده كرد . بيشترين اعصابي كه به اين منظور مورد استفاده قرار مي گيرند اعصاب اوريكولار بزرگ و جلدي فمورال مي باشد. اين پيوندها بايد اندازه اي تقريبا“ مساوي با عصب فاسيال داشته باشند . پيوند عصب را ميتوان بصورت اينتراتمپورال و اكستراتمپورال انجام داد . گاه در اعمال جراحي پاروتيد پيوند بين تنه عصب و تمام شاخه هاي آن لازم ميشود .
آناستومموز جايگزيني : در مواردي كه آسيب عصب فاسيال غير قابل ترميم بوده يا انتهاهاي عصب قابل يافت نباشد ، ميتوان از اين روش سود جست . در اين روش از عصب زوج XI يا زوج XII براي آناستوموز به عصب فاسيال استفاده مي شود . ناراحتي ناشي از قطع عصب هيپوگلوسال ( كاهش حركت و آتروفي زبان در سمت آناستوموز ) كمتر از ناراحتي ناشي از قطع عصب اكسسوري ( افتادگي شانه و آتروفي عضلات مربوطه ) مي باشد لذا از اين روش بيشتر استفاده ميشود . ميزان تون و حركت عضلات صورت در اين روش هرچند به اندازه روشهاي آناستوموز انتها به انتها و گرافت عصب نيست ولي بهتر از فلج كامل و دائمي عصب مي باشد .
روشهاي جراحي پلاستيك : در مواردي كه عضلات صورت به حدي آتروفي شده اند كه به هيچ تحريكي پاسخ نمي دهند هيچكدام از روشهاي ترميمي فوق مفيد نخواهد بود . در اين موارد از جراحي پلاستيك جهت بهبود ظاهر بيمار استفاده مي كنند . در اين روشها از بافتهاي فاشيايي ( فاسيالاتا ) يا عضلاني ( عضله تمپوراليس يا ماستر ) استفاده مي كنند . عضلات ماضغه از عصب زوج V عصب گيري مي شوند لذا به كمك آنها مي توان كمي به چهره ، حركت و تون عضلاني داد ( Active facial sling) . نمونه اين اعمال، جداسازي عضله تمپوراليس از جمجمه و اتصال آن به چانه مي باشد كه اين كار تا حدي حجم ، ظاهر ، تون عضلاني و حركت صورت را بهبود مي بخشد .
روش پيوند عضلات نواحي ديگر بدن كه به صورت ميكروسكوپي انجام مي شود موفقيت چنداني نداشته است . درموارد تغيير شكل قابل توجه صورت ميتوان از روشهاي قبل همراه با بلفاروپلاستي ، تارسورافي ، كشش صورت و پيشاني يا پيوند لب استفاده كرد . اين اعمال هر چند نماي صورت را در حالت استراحت بهبود مي بخشند ولي نمي توانند به صورت حركت دهند. _________________ دکتر سهراب ربیعی
جراح و متخصص گوش، گلو و بینی
فلوشیپ فوق تخصصی جراحی گوش
مدیر سایت آموزشی گوش، گلو و بینی
Sohrabrabiei@yahoo.com |
|