ENT1
عضو کوشا


عضو شده در: 3 آذر 1385
پست: 130
نمره ( point ): 348 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: جمعه 3 آذر 1385 - 02:21 عنوان: نحوه ارزیابی توده گردن |
|
|
نحوه ارزيابي توده هاي گردني:
توده هاي گردني مي توانند مادرزادي ، التهابي يا نئوپلاستيك باشند كه شرح حال و معاينه فيزيكي نقش مهمي در تمايز آنها از يكديگر دارند .
دركودكان عمده توده هاي گردني، التهابي و در درجه بعد مادرزادي بوده ، توده هاي نئوپلاستيك نادر مي باشند .
ولي در بالغين دقيقا“ عكس حالت فوق وجود دارد.
لذا درفرد بالغ يك توده گردني يك طرفه ، نئوپلاستيك است تا خلاف آن ثابت شود .
اين بدخيمي تقريبا“ هيچگاه از ساختمانهاي گردني منشاء نمي گيرد ، لذا بررسي دستگاه تنفسي – گوارشي فوقاني ( شايعترين محل منشاء گرفتن متاستازهاي لنفاوي گردن) و پوست سر و صورت لازم است .
در مورد توده هاي گردني معمولا“ مي توان گفت كه رشد سريع نشانه توده غير نئوپلاستيك و رشد آهسته نشانه توده نئوپلاستيك است.
موقعيت توده در گردن نيز اهميت دارد ، چرا كه مثلا“ توده اي در محاذات وسط استخوان هيوئيد به احتمال زياد كيست تيروگلوسال است در حالي كه توده اي در لترال قسمت مياني گردن مي تواند يك آدنوپاتي متاستاتيك يا كيست برانكيال باشد .
توده هاي كروي ساير نواحي گردن معمولا“ آدنوپاتي هستند . با لمس توده مي توان حساسيت آن ( به نفع التهابي بودن توده ) ، ضرباندار بودن آن و كيستيك بودن آن ( به نفع خوش خيمي توده) را مشخص كرد .
وجود بروئي درسمع توده هاي گردني به نفع آنوريسم ، AVM يا تومورهاي عروقي مي باشد . سپس در بيماران براساس شرح حال و معاينه فيزيكي مي توان از سي تي اسكن ، اكوگرافي ، آنژيوگرافي و FNA سود جست . درموارد مشكوك به بدخيمي هرگونه بيوپسي از غدد لنفاوي به غير از FNA جايز نيست ، چرا كه با كاشتن سلولهاي سرطاني در زخم جراحي، موربيديتي و مورتاليتي بيماران را افزايش مي دهد.
روش درمان بيماريهاي غدد لنفاوي گردن:
در عمل ديسكسيون گردن ، غدد لنفاوي ، مجاري لنفاتيك و ساختمانهاي مرتبط با عناصر لنفاوي گردن را بر مي دارند ( در بيماران مبتلا به سرطانهاي دستگاه تنفسي – گوارشي فوقاني يا سر و گردن ) .
اين عمل به دو روش راديكال ( شامل برداشتن غدد بزاقي ساب منديبولار ، عضله SCM و اوموهيوئيد ، وريد ژوگولر داخلي و خارجي ، عصب اكسسوري ، غدد لنفاوي و فاشياها ) و تعديل شده ( برداشتن غدد لنفاوي و فاشياها همراه با حفظ ساير عناصر) صورت مي گيرد
روش دوم روش محافظه كارانه و فونكسيونل مي باشد و براي موارد كمتر پيشرفته بدخيمي ها بكار مي رود .
گروه اخير موربيديتي كمتري داشته و ناراحتي ناشي از فلج عضله تراپزيوس را نيز نخواهند داشت ، ولي بايد با پرتودرماني گردني همراه شوند تا احتمال موفقيت بيشتري پيدا نمايند .
لازم به ذكر است كه گاه براساس اندازه و محل تومور اوليه ، عليرغم فقدان آدنوپاتي متاستاتيك قابل لمس ، بايد در جهت عمل ديسكسيون گردني اقدام كرد .
در مواردي كه غدد لنفاوي قابل لمس نيستند ( متاستاز مخفي ) پرتودرماني تاثيري برابر با جراحي دارد ، ولي با افزايش اندازه غدد لنفاوي از تاثير پرتودرماني كاسته مي شود .
منبع
کتاب گوش و حلق و بینی دیویس 1990 |
|