Home
برگ نخست
Downloads
دریافت فایل
Forums
تالار گفتگو
Your Account
صفحه شخصی
تبلیغات شما در سایت ما
آموزش گوش و حلق و بینی :: مشاهده موضوع - تومورهای دهان
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست آموزش گوش و حلق و بینی » کلیات حلق و دهان

ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version
تومورهای دهان
مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
ENT1
عضو کوشا
عضو کوشا


عضو شده در: 3 آذر 1385
پست: 130


نمره ( point ): 348
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 3 آذر 1385 - 02:54    عنوان:  تومورهای دهان پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ئوپلاسم ها :

حفره دهان

علايم : تومورهاي خوش خيم و بدخيم دهان هر دو مي توانند موجب علامت شوند . بطور مثال يك تومور خوش خيم نظير كيست احتباسي موكوس ممكن است توسط دندانها آسيب ديده ، موجب درد شود . هر گاه توموري موجب تخريب اپي تليوم سطحي شود ، تماس با مواد غذايي و تحريك ناشي از بزاق موجب درد مي شود . اين درد ممكن است غذاخوردن و تكلم را تحت تاثير قرار داده ، سبب كاهش وزن و اختلال تكلم گردد .

گاهي يك تومور با تحت تاثير قرار دادن عصب گيري حسي موجب آنستزي يا پارستزي حفره دهان مي شود . علايم اختلالات عصبي غالبا“ در بدخيمي هايي كه به بافت عصبي تهاجم مي كنند، ديده مي شود .

نشانه ها : درمعاينه فيزيكي تا حدودي ميتوان بين تومورهاي خوش خيم و بدخيم افتراق قايل شد . تومورهاي خوش خيم معمولا“ به صورت توده هاي زير مخاطي با رشدي كند و غالبا” سفت و غير حساس مي باشند كه موجب اختلالات فيزيولوژيك يا عصبي نمي شوند . از طرف ديگر تومورهاي بدخيم موجب تخريب مخاط حفره دهان ميشوند . اين تومورها به صورت توده هاي ايندوراتيو به همراه زخم اپي تليوم سطحي مشاهده مي شوند . گاهي تومورهاي بدخيم به صورت زخم سطحي بدون ايندوريشن زيرين بروز مي كنند. اين تومورها در صورت درگيري لثه موجب لق شدن دندانها بدون سابقه تروما مي شوند . نواحي زخمي ممكن است به رنگ قرمز ( بعلت اريتم حاصل از التهاب ) ، سفيد ( بعلت دبريهاي روي ناحيه زخمي ) و يا زرد ( ناشي از عفونت و تجمع غشاي اگزوداتيو بر روي زخم ) باشد .

انواع تومورها : كيست احتباسي موكوس شايعترين تومور حفره دهان است و اغلب در سطح مخاطي لب ها و به ويژه لب تحتاني ايجاد مي شود . اين كيست ها بدون علامت هستند و تنها در صورت شك به بدخيمي يا اختلال عملكرد حفره دهان بعلت بزرگي كيست ، اكسيزيون آنها صورت مي گيرد . انجام برش و تخليه يا آسپيراسيون سوزني اغلب به عود مجدد كيست منتهي مي شود .

فيبروم بيشتر در مخاط بوكال يا زبان ديده مي شود كه دلالت بر ارتباط اين ضايعه با آسيب هاي حفره دهان مي كند . فيبروم ها هميشه سفت و غير حساس هستند ، اما افتراق باليني آنها از بدخيمي غير ممكن است و اين ضايعات بايد براي مطالعه بافت شناسي تحت بيوپسي اكسيزيونال قرار گيرند .

تومورهاي درگير كننده غدد بزاقي فرعي به ثورت ايندوريشن زير مخاطي تظاهر پيدا مي كنند . اين ضايعات معمولا“ فاقد علامت هستند . بعلت قابليت تبديل آنها به بدخيمي ، مطالعه بافت شناسي درموردآنها توصيه مي شود .

ميوبلاستوم سلول گرانولر تومور خوش خيم بافت عضلاني زبان است و به صورت ايندوريشن زير مخاطي بدون علامت كه با لمس بهتر از مشاهده مشخص مي شود ، تظاهر پيدا مي كند . زبان شايعترين محل اين تومور در سرو گردن است . اكسيزيون كامل ضايعه موجب بهبودي مي شود .

اكثر تومورهاي دهان بدخيم هستند . حفره دهان دومين محل شايع تومورهاي اوليه در سرو گردن است . شايعترين نوع اين تومورها اسكواموس سل كارسينوما است كه حدود 90 تا 95 درصد كل سرطانهاي اين ناحيه را تشكيل مي دهد . ساير بدخيمي هاي اين ناحيه شامل كارسينوم كيستيك آدنوييد و آدنوكارسينوم كه مي توانند از غدد بزاقي فرعي منشاء بگيرند و به ندرت ساركوم ها مي باشد.

عوامل خطرزا: تومورهاي خوش خيم بر عكس تومورهاي بدخيم هيچ عامل خطر زاي ويژه اي ندارند . اكثر بيماران مبتلا به اسكواموس سل كارسينوما مردان واقع در دهه هاي ششم و هفتم زندگي هستند . در سالهاي اخير شيوع اين نوع بدخيمي در زنان افزايش يافته است . جويدن betal nut كه در هندوستان شايع است با افزايش شيوع بدخيمي هاي دهاني در مناطق تخليه بزاق ( به ويژه كف دهان و نواحي بوكال ) همراه بوده است .

مصرف سيگار و مصرف منظم نوشابه هاي الكلي هر كدام با افزايش هفت برابر و مصرف توام سيگار و الكل با افزايش پانزده برابر در ميزان ابتلاء به بدخيمي هاي حفره دهان همراه بوده است . استفاده از توتونهاي بدون دود نيز با افزايش خطر همراه مي باشد . ساير عوامل خطرزا عبارتند از : سيفيليس ، دندانهاي مصنوعي شل و عدم رعايت بهداشت دهان كه نسبت به الكل و دخانيات اهميت ناچيزي دارند .



شرح حال و معاينه فيزيكي : بايد وجود عوامل خطرزا در زندگي بيمار و همچنين طول مدت و سير ضايعه مشخص شود . در مواردي كه بدنبال مصرف آنتي بيوتيك ها اندازه تومور كاهش مي يابد، اين مسئله نبايد ما را گمراه نمايد و هميشه بايد زخمهاي حفره دهاني با شك بالايي به بدخيمي بررسي شوند .

در معاينه فيزيكي لمس كردن حفره دهان اهميت خاصي دارد . وسعيت حقيقي تومورها را نمي توان تنها از طريق مشاهده مشخص نمود . معاينه دقيق هيپوفارنكس و حنجره نبايد فراموش شود ، زيرا سر و گردن محل شايعي براي بدخيمي هاي متعدد است . معاينه گردن بعلت درگيري شايع غدد لنفاوي الزامي است .

نحوه رفتار تومورهاي بدخيم

محل اوليه تومور : شايعترين محل تومورهاي بدخيم حفره دهان ، لبها بويژه لب تحتاني است .

علت اين امر تماس بيشتر لب تحتاني با نور خورشيد است . با رشد تومورها احتمال متاستاز به غدد گردني و به ويژه غدد ساب منتال و ساب منديبولار افزايش مي يابد . درمان با عمل جراحي يا راديوتراپي است . زبان دومين محل شايع تومورهاي بدخيم حفره دهان است و بيشتر لبه هاي خارجي و سطح تحتاني زبان درگير مي شود . بعلت وجود لايه هاي عضلاني متعدد در زبان ، بدخيمي هاي زبان از قابليت گسترش زير مخاطي بالايي برخوردار هستند . مجاري لنفاوي به ويژه در قاعده زبان فراوان است . لنف زبان در ابتدا به غدد ساب منديبولار يا ژوگولار تخليه مي شود . در صورتي كه سرطان زبان خط وسط زبان را درگير كند ، تخليه لنفاتيك مي تواند به هر طرف گردن انجام شود .

كف دهان ناحيه خاموشي است كه اغلب معاينه نمي شود و بطور شايعي ضايعات آن دير تشخيص داده مي شود . دراين مورد نيز متاستاز به غدد لنفاوي شايع است و غالبا“ غدد ساب منتال ، ساب منديبولار و ژوگولار درگير مي شود .

سرطان مخاط بوكال به ويژه در افرادي كه انفيه و ساير توتونهاي بدون دود مصرف مي كنند ، ديده ميشود . اين ناحيه شايعترين محل كارسينوم زگيلي شكل است . اين كارسينوم به صورت رشته هاي اگزوفيتيك و سفيدرنگ ( و به به صورت اولسراتيو) ديده مي شو د. كليد تشخيصي نماي باليني فوق به همراه نماي بافت شناسي اسكواموس سل كارسينوماي ديفرانسيه است . از آنجايي كه اين كارسينوم متاستاز به غدد لنفاوي و متاستاز دور دست كمتري ميدهد ، پيش آگهي بهتري دارد.

غدد لنفاوي گردن : غدد لنفاوي گردني ، شايعترين محل متاستاز كارسينوم هاي حفره دهاني است .معمولا“ گروه غده هاي لنفاوي ساب منديبولار و ژوگولار درگير مي شوند . غدد ساب منتال نيز به ويژه در ضايعات خط وسط درگير مي شوند . شيوع متاستاز به غدد لنفاوي با اندازه زخم تومور اوليه ارتباط دارد . در برخي از بدخيمي ها نظير سرطان قاعده زبان ، شيوع بالايي از درگيري ميكروسكوپيك غدد لنفاوي در غياب هرگونه آدنوپاتي قابل لمس وجود دارد .

متاستازهاي دوردست : تركيب راديوتراپي و جراحي موجب بهبود كنترل تومورهاي اوليه و غدد لنفاوي گردني مي شود ، اما بقاي 5 ساله افزايش قابل توجهي پيدا نمي كند ، زيرا اين بيماران به حد كافي زنده مي مانند تا در اثر متاستازهاي دوردست از پا درآيند .

بنابراين اين بور كه بدخيمي هاي حفره دهان به ندرت متاستاز دوردست مي دهند ، صحيح نمي باشد .

درمان : در بيماراني كه تومور اوليه كوچك است و شواهد گرفتاري غدد لنفاوي و يا متاستاز دوردست وجود ندارد، اكسيزيون جراحي به همراه دوزهاي درماني اشعه نتيجه خوبي دارد . اگر تومور بزرگ باشد ، بايد از روشهاي درماني تركيبي مثل جراحي به همراه راديوتراپي استفاده شود . اخيرا“ در درمان تومورهاي پيشرفته كموتراپي نيز اضافه شده است .





منابع:

1- کتاب جراحی گوش و حلق و بینی کامینگز ، چاپ چهارم ، سال 2005

2- کتاب گوش و حلق و بینی دیویس 1990

3- کتاب اسنشیل گوش و حلق و بینی ، چاپ هقتم ، سال 1999

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   پاسخ دادن به این موضوع      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 4.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

استفاده از کلیه مطالب سایت با درج نام و لینک سایت مجاز است.
Copyright © ENTiran.com

مدت زمان ایجاد صفحه : 0.10 ثانیه