srabiei
مدیر سایت


عضو شده در: 14 مرداد 1385
پست: 456

نمره ( point ): 988 [وضعيت كاربر:آفلاین]
|
تاریخ: شنبه 15 آبان 1389 - 00:19 عنوان: آناتومي و فيزيولوژي عصب فاسيال |
|
|
عصب فاسيال ( زوج VII ) از پونز خارج مي شود و پس از طي مسيري كوتاه همراه عصب زوج VIII وارد مجراي شنوايي داخل مي شود . عصب فاسيال و كوردا تمپاني بعد از ترك زوج VIII كه به لابيرنت و حلزون مي رود مسير خود را به سمت خارج ادامه ميدهند تا در قسمت قدامي فوقاني ديواره داخلي گوش مياني پديدار شوند . در اين قسمت عصب فاسيال ناگهان به سمت خلف و پايين خم پيدا ميكند و پس از ايجاد زانوي عصب فاسيال بطور عرضي از ديواره داخلي گوش مياني ( از بالاي دريچه بيضي و استخوان ركابي) عبور مي كند ( بخش اينتراتمپانيك عصب ) . گانگليون زانويي ( گانگليون ژنيكوليت ) در mm 3-2 پروگزيمال زانوي عصب فاسيال قرار دارد . در محاذات استخوان ركابي عصب فاسيال درجهت خلفي يك قوس به وجود آورده ، از پايين برآمدگي مجراي نيمدايره اي افقي عبور مي كند ( بخش پيراميدال عصب ) و به اين ترتيب عصب فاسيال در عمق استخوان مجراي شنوايي خارجي قرار مي گيرد . سپس اين عصب به صورت عمودي به سمت پايين امتداد يافته ( بخش عمومي عصب ) از طريق سوراخ استيلوماستوييد خارج مي شود .
عصب فاسيال از لترال قاعده زائده استيلوييد عبوركرده ، بطن خلفي عضله دي گاستريك را قطع كرده ( بخش گردني عصب ) وارد غده پاروتيد مي شود . اين عصب از بين لوبهاي سطحي و عمقي غده پاروتيد عبور كرده ، به سه تنه تقسيم مي شود ( پاي غاز ) شاخه هاي عصب فاسيال از حاشيه قدامي و فوقاني غده پاروتيد خارج مي شوند و به عضلات مسئول نماي صورت مي روند. اين شاخه هاي انتهايي عصب فاسيال درصورت از بالا به پايين شاملند بر شاخه هاي تمپورال، زيگوماتيك ، بوكال ، منديبولار و سرويكال.
عصب فاسيال مسئول حركت عضلات نمايي صورت ( عضلات لبها ، بيني ، گونه ها ، ابروها و پيشاني ) ، عضله ركابي ، اوريكولار خارجي ، استيلوهيوئيد ، پلاتيسما و بطن خلفي دي گاستريك مي باشد .بخشي از حس ثلث خارجي مجراي شنوايي خارجي و بخشي از كونكاي گوش خارجي توسط عصب فاسيال تامين مي شود ( مرتبط با شاخه هاي حسي زوجهاي V ، IX و X ) . حس چشايي دو سوم قدامي زبان و رشته هاي ترشحي غدد بزاقي ساب منديبولار و زير زباني توسط عصب كورداتمپاني حمل مي شود .
عصب كوردا تمپاني :
اين عصب در نقطه اي زير مجراي نيمدايره اي افقي از عصب فاسيال جدا مي شود و از طريق سوارخ كوچكي (iter chordae postericus) مجراي فاسيال ( مجراي فالوپ ) را ترك ميكند . سپس به سمت قدام از بين استخوان سنداني و گردن استخوان چكشي ( از بين لايه هاي فيبرو و مخاطي پرده تمپان ) عبور ميكند و از طريق سوراخ ديگري ( iter chordae antericus) گوش مياني را ترك ميكند . اين عصب در موقعيت داخلي نسبت به فك تحتاني به عصب لينگوال ( زباني ) ملحق شده به زبان و غدد بزاقي ساب منديبولار و زير زباني مي رود .
اختلالات حسي عصب فاسيال :
هرپس زوستر گوشي ( سندرم رامسي هانت ) :
نورالژي گانگليون زانويي : دراين بيماري دردي حمله اي ، تيز ، برق آسا و شديد ( شبيه tic doulourex ) در عمق گوش بروز مي كند كه ممكن است به فك ، صورت و گردن نيز انتشار پيدا كند . داروي انتخابي اين بيماري كاربامازپين ( تگرتول ) با دوز 200 ميلي گرم در روز ( يا بيشتر ) مي باشد . فني توئين و بكلوفن نيز در اين بيماران بكاررفته اند. دردهاي طولاني مدت و بسيار شديد را مي توان با قطع عصب اينترمديوس ، درداخل جمجمه كاملا“ برطرف كرد .
اختلالات حركتي عصب فاسيال :
محل ضايعه عصب فاسيال را به كمك اصول زير ميتوان تعيين كرد :
1- فلج عصب فاسيال همراه با چشايي ، توليد اشك و رفلكس ركابي طبيعي نشانه قرارگيري ضايعه در ديستال سوراخ استيلوماستوييد است .
2- فلج عصب فاسيال همراه با فقدان چشايي ، كاهش جريان بزاق و طبيعي بودن توليد اشك و رفلكس عضله ركابي نشانه قرارگيري ضايعه در بين محل جداشدن عصب عضله ركابي و عصب كوردا تمپاني مي باشد .
3- فلج عصب فاسيال با فقدان چشايي و رفلكس ركابي همراه با طبيعي بودن توليد اشك نشانه قرارگيري ضايعه دربين گانگليون زانويي و عصب عضله ركابي مي باشد.
4- فلج عصب فاسيال همراه با كاهش چشايي و توليد اشك و فقدان رفلكس ركابي نشانه قرارگيري ضايعه در پروگزيمال گانگليون زانويي مي باشد .
5- فلج عصب فاسيال با حفظ حركت دو طرفه پيشاني نشانه قرارگيري ضايعه در پروگزيمال هسته زوج VII مي باشد .
آسيب يا تحريك بخش حركتي عصب فاسيال سبب پيدايش انقباض عضلاني ، ضعف يا فلج عضلات صورت مي شود كه فلج مهمترين آنهاست . در صورت رخداد فلج فاسيال ، صورت بدشكل مي شود ( عامل تروماي رواني بويژه در زنان)، جويدن در طرف مبتلا مشكل مي شود ( بعلت فلج عضله بوكسيناتور) ، بزاق از گوشه دهان سرازير ميشود ، قرنيه آسيب مي بيند ( بعلت اشكال دربسته شدن پلك ها ) ، لبخند ، خنده و اخم باعث بروز يك شكلك يكطرفه ميشود ، دهان به سمت مقابل كشيده مي شود و چين هاي صورت در سمت ضايعه صاف مي شوند.
آسيب عصب فاسيال نيز همانند هر عصب ديگر ممكن است داراي يكي ازسه درجه زير باشد كه از خفيف به شديد عبارتند از :
1- نوروپراكسي يا آسيب درجه اول كه در آن قسمت هاي ديستال عصب دچار دژنرسانس عصبي نمي شوند . در اين حالت ممكن است درمحل آسيب درجاتي از گسيختگي تداوم غلاف ميلين رخ داده باشد . بهبود اين حالت معمولا“ سريع و كامل است .
2- آكسونوتمزيس يا آسيب درجه دوم كه درآن آكسون قطع شده ، قسمت هاي ديستال آكسون و غلاف ميلين دچار دژنرسانس مي شود ولي هيچ دژنرسانسي در قسمت پروگزيمال آكسون رخ نميدهد . در اين حالت بهبودي رخ ميدهد ولي به آهستگي ، چرا كه غلاف ميلين و آكسون بايد تشكيل شوند و به طرف ديستال رشد كنند .
3- نوروتمزيس يا آسيب درجه سوم كه در آن تمام عناصر اصلي عصب تخريب شده ، بخشهاي ديستال و پروگزيمال و گاه حتي جسم سلولي نرون دژنرسانس پيدا مي كنند . دراين حالت رژنرسانس آكسون و ميلين بايد از جسم سلولي آغاز شود ( به شرط عدم دژنرسانس خود جسم سلولي ) و تمام طول عصب را طي مي كند . از مشكلات اين حالت اين است كه در طي اين رشد ممكن است اين نرون ها به غلافه هاي مجاور يا خارج از غلاف بروند .
ممكن است در فلج عصب هرگروه از فيبريل هاي عصبي يك درجه از اين آسيب ها را داشته باشند . در بيمار مبتلا به فلج بل، تنها از طريق ارزيابي ميزان و سرعت بهبودي ميتوان نوع دژنرسانس را تعيين كرد . _________________ دکتر سهراب ربیعی
جراح و متخصص گوش، گلو و بینی
فلوشیپ فوق تخصصی جراحی گوش
مدیر سایت آموزشی گوش، گلو و بینی
Sohrabrabiei@yahoo.com |
|