آخرین اخبار : 

تومورهای گوش

تومورهای گوش خارجی

گاهی اوقات زائده ای پوستی یا پوستی – غضروفی در داخل یا جلوی تراگوس مشاهده می شود . این زائده از بقایای اولین دستگاه برانکیال و به منزله لاله فرعی گوش می باشد . گاه در قدام یا بالای تراگوس یک فرورفتگی یا سینوس دیده می شودکه فقط در صورت عفونی شدن مکرر نیازمند درمان است . در کودکانی که دارای لاله گوش بیرون زده هستند باید در سنین ۷ – ۶ سالگی با عمل جراحی پلاستیک ، غضروف کونکا لاله گوش را بریده و اصلاح کرد .

تومورهای خوش خیم گوش خارجی

کیستهای سباسه : این کیستها حاوی سبوم پنیر مانند نرم بوده غالبا“ درست در پشت لبول گوش یا در منفذ مجرا بوجود می آیند . در صورت عفونی شدن سریعا“ بزرگ و دردناک می شوند که در این حالت درمان شامل آنتی بیوتیک ، برش کیست ، تخلیه کیست می باشد . در صورت عود کیست برداشتن تمام جدار آن لازم می شود .

کلوئیدها : کلوئیدها در سیاهپوستان شایعترند و در گوش بیشتر در محل سوراخ کردن لبول گوش ( جهت گوشواره ) رخ می دهند . بهترین روش درمان کلوئیدها اکسیزیون ضایعه و سپس تزریق مکرر کورتیکو استرو ئیدهای طویل الاثر ( متیل پردنیزولون استات یا تریامسینولون ) بداخل خط بخیه یا کلوئید در حال تشکیل می باشد .

کندروماتیت ندولر مزمن هلیکس ( ندول دردناک ) : در این بیماری با علتی نامعلوم ندولهایی دردناک در طول لبه فوقانی لاله گوش به وجود می آید و با تزریق کورتیکو استروئید طویل الاثر به داخل ضایعه یا اکسیزیون آن ، درمان می شود .

کندرومها ، لیپومها و فیبرومهای گوش خارجی نادر بوده بر اساس بررسی بافت شناسی تشخیص داده می شوند .

پلی کندریت راجعه: در این بیماری نادر غضروفهای بدن ( بینی ، گوش ، نای ، حنجره ) بویژه غضروف گوش به صورت راجعه دچار التهاب ( قرمزی ، حساسیت و ادم لاله گوش ) می شود . در این بیماری بر خلاف اوتیت خارجی ، مجرای خارجی گوش درگیر نمی شود . هر چند در بیماری افزایش ESR ، کم خونی و روماتوئید فاکتور مثبت نیز وجود دارد ولی تشخیص عمدتا“ بالینی می باشد .

تومورهای بدخیم گوش خارجی :

بازال سل کار سینوما ( BCC )و اسکواموس سل کار سینوما ( SCC  ) : تقریبا“ ۸ – ۴ % کارسینومهای پوست ، در گوش خارجی بروز می کنند که از این مقدار ۸۵ – ۸۰ % در لاله گوش و ۱۵ – ۱۰ % در مجرای گوش خارجی رخ می دهد . در لاله گوش بر خلاف صورت ، SCC  از BCC شایعتر است . SCC

معمولا“ در بخش خلفی یا فوقانی لاله گوش مردان مسن ( محل مواجهه با آفتاب) رخ می دهد و نسبت به BCC حالت اگزوفیتیک تری دارند . بیماران مبتلا به BCC معمولا“ سن بالاتری از بیماران مبتلا به SCC دارند . BCC حالت اندوفیتیک تری داشته ، سفت بوده و حاشیه درگیری آن بیشتر از آنچه می باشد که دیده می شود .

در درمان کارسینوم گوش خارجی برداشتن ضایعه همراه با میزان کافی از بافت های اطراف اهمیتی بیش از مسائل زیبایی دارد . گاه برداشتن کل لاله گوش لازم می شود . در درمان هر دو نوع کارسینوم ، پرتو درمانی موثر است ، ولی در صورتی که تومور به غضروف یا استخوان تهاجم کرده باشد تاثیر آن از عمل جراحی کمتر می شود . درصورت درگیری غدد لنفاوی ناحیه ای ، علاوه بر اکسیزیون وسیع تومور، دیسکسیون رادیکال گردن و حتی پاروتیدکتومی لازم می شود . تهاجم به بخش استخوانی مجرای گوش یا ماستویید پیش آگهی را بدتر میکند و گاه برداشتن استخوان تمپورال را ضروری می سازد . با تشخیص زودرس، این تومورها تا ۹۵% موارد ، قابلیت درمان کامل دارند .

ملانوم بدخیم : درمان این بدخیمی نادر گوش خارجی اکسیزیون وسیع ضایعه همراه با برداشتن غدد لنفاوی ناحیه ای می باشد . پیش آگهی ملانوم بدخیم به عمق و گستردگی ضایعه وابسته است .

تومورهای خوش خیم مجرای گوش خارجی

اگزوستوز ، استئوم و کندروم : اگزوستوزهای مجرای گوش برآمدگیهایی هستند کوچک، استخوانی، سفت و با قاعده وسیع که معمولا“ از دیواره خلفی مجرا ( در نزدیکی پرده تمپان ) منشاء می گیرند. این تومورها غالبا“ متعدد و دو طرفه اند و معمولا“ به خاطر بی علامت بودن و عدم انسداد مجرای گوش نیاز به درمان ندارند . اگر اگزوستوز باعث انسداد مجرا شود برداشتن آن لازم می شود . علت ایجاد آنها را بعضی تحریک پریوست ناشی از شنا در آب سرد و بعضی اختلالات تکامل رویانی می دانند. در موقع عمل جراحی اگزوستوز دیواره خلفی مجرا ، باید دانست که قاعده آن مجاور عصب فاسیال است .

استئوم ها برخلاف اگزوستوز در مجرای گوش نادر بوده و بیشتر ظاهری شبیه یک جسم خارجی  منفرد یا کیست دارند . این تومورها نیز برجستگی منفرد سفت استخوانی ایجاد می کنند.

کندروم ها نادرتز از اگزوستوز ها بوده به خاطر منشاء غضروفیشان از قسمت خارجی تر مجرا منشاء می گیرند و معمولا“ بی علامت می باشند .

کراتوزیس ابتورانس : دراین بیماری ناشایع ، با علتی نامعلوم توده ای کلستاتومی در کف بخش استخوانی مجرای گوش ایجاد می شود . از تظاهرات آن می توان درد خفیف و در موارد عفونت ثانوی ، ترشح مجرا را نام برد . درمان این حالت برداشتن مواد زائد و اپی تلیوم سنگفرشی و گشاد کردن مجراست .

سرومینوم : این تومور شایع ، یک آدنوم غدد عرق می باشد که به صورت پولیپویید و صاف در انتهای خارجی مجرای گوش مشاهده می شود و معمولا“ فرد بدون این که سابقه ای از اتوره یا هر مشکلی را درگوش خود ذکرکند ، احساس انسداد در مجرا می کند .

پولیپ های گوش : این پولیپ ها درمجرای خارجی گوش ظاهر شده ، تقریبا“ همیشه ماده ای چرکی از خود خارج می سازند و با خفیف ترین تروما خونریزی می کنند. اهمیت اصلی پولیپ ها علاوه بر نشان دادن وجود بیماری مزمن گوش ، لزوم افتراق آنها از تومورهای بدخیم می باشد ،‌لذا همیشه از آنها باید بیوپسی گرفته شود .

 

تومورهای بدخیم مجرای گوش خارجی :

کارسینوم های اسکواموس سل ، بازال سل و آدنوییدکیستیک : SCC 70% بدخیمی های مجرای گوش خارجی را تشکیل می دهد و ممکن است از پوست لاله گوش یا اپی تلیوم مجرای گوش ، گوش میانی یا ماستویید منشاء گرفته باشد . BCC در مجرای گوش بسیار کمتر از لاله گوش رخ میدهد و بیشتر از تهاجم کارسینوم لاله گوش ناشی میشود . SCC  در گوش های دچار ترشح و عفونت مزمن بطور شایع رخ میدهد.

کارسینوم های مجرا می توانند باعث ترشح از گوش ، درد عمقی و سوزاننده ، کاهش شنوایی و در نهایت فلج محیطی عصب فاسیال شوند . درمعاینه پس از پاک کردن ترشحات میتوان یک تومور گرانولر، شکننده و خونریزی کننده را مشاهده کرد که باید از پولیپ های گوش یا بافت گرانولاسیون تمایز داد . در صورتی که تومور کوچک و درعمق مجرا باشد ممکن است با بافتهای گرانولاسیون اشتباه شود ، لذا از تمام بافتهای گرانولاسیون گوش میانی باید بیوپسی تهیه کرد . در مواردی که شک قوی به بدخیمی وجود دارد و بیوپسی منفی است ، تکرار بیوپسی ضروری می باشد. پیش آگهی کارسینوم های مجرای گوش تا زمانی که به قسمت غضروفی مجرا محدود باشند خوب بوده ولی با تهاجم به قسمت استخوانی مجرا بد می شود . در موارد درگیری بخش استخوانی مجرا ، ماستوئیدکتومی رادیکال و سپس پرتودرمانی و در موارد پیشرفته تر برداشتن استخوان تمپورال لازم می شود که عمل اخیر۱۵% مرگ و میر داشته ، به ندرت باعث بهبودی بیمار می شود .

کارسینوم آدنوکیستیک ( سیلندروم ) : این تومور موذی علیرغم پیش آگهی کوتاه مدت خوب، به علت رفتار جهشی ، رشد آهسته ولی بی وقفه و تهاجم به سیستم عصبی ، پیش آگهی دراز مدت بسیار بدی دارد ، لذا در جراحی آنها اکسیزیون بسیار وسیع ضروری می باشد .

رابدومیوسارکوم : امبریونال رابدومیوسارکوم شایعترین بدخیمی مجرای خارجی گوش یا گوش میانی در کودکان و تقریبا“ توموری منحصر به کودکان می باشد .این تومور با ترشح مزمن گوش ، درد گوش و کاهش شنوایی بروز کرده تمایل به خونریزی دارد . امروزه به کمک مجموعه شیمی درمانی و پرتو درمانی تا ۶۰ درصد بیماران بهبود می یابند .

تومورهای گوش میانی :

تومورهای گوش میانی نادر بوده بیشتر شامل سه تومور نوروفیبروم عصب فاسیال ، SCC و گلوموس ژوگولر می باشند .

اسکواموس سل کارسینوما : SCC گوش میانی عموما“ دنبال موارد طولانی مدت اوتیت مدیای چرکی مزمن و به ندرت به صورت خودبخودی رخ میدهد . غالبا“ ترشح آغشته به خون از گوش تنها علامت زودرس این بدخیمی می باشد .به تدریج کاهش شنوایی ، درد ، فلج عصب فاسیال رخ میدهد . تشخیص بر اساس بیوپسی گرفته شده از یک توده زخمی و قارچی شکل درگوش میانی می باشد . درمان معمولا“ شامل برداشتن کل استخوان تمپورال می باشد ، چرا که ماستوییدکتومی رادیکال همراه با پرتودرمانی به ندرت موفقیت آمیز است . پیش آگهی بسیار بد است .

تومور گلوموس ژوگولار : در ناحیه سر و گردن تومورهایی با نمای بافت شناسی مشابه وجود دارند که شاملند برکمودکتوم ، پاراگانگلیوم غیر کرومافینی ، تومور جسم کاروتید و تومور گلوموس ادوانتیس گنبد بولب ژوگولر منشاء می گیرد . این تومور ممکن است از دیواره داخلی گوش میانی منشاء بگیرد . ( گلوموس تمپانیکوم ) که معمولا“ کوچک بوده ، پیش آگهی بهتری نسبت به تومورگلوموس ژوگولر دارد . بعلت رشد آهسته ، تشخیص این تومورها گاه تا ۸ سال بعد از شروع علایم به تاخیر می افتد . این تومورها ابتدا با وزوز گوش ، کاهش خفیف شنوایی و یک ناراحتی آزار دهنده و ضربانی تظاهر کرده ، کم کم باعث درد ، سرگیجه ، ناشنوایی کامل یکطرفه و فلج اعصاب جمجمه ای متعدد می شوند. مشخصه این تومور خونریزی شدید هنگام دستکاری می باشد .لذا در هر خونریزی شدید بدنبال دستکاری توده ای در مجرای خارجی یا گوش میانی باید به فکر آن بود . خونریزی خودبخودی به ندرت رخ می دهد . این ضایعات غالبا“ با پولیپ یا بافت گرانولاسیوم اشتباه می شوند مگر این که از آنها بیوپسی تهیه شود .

این تومورها به آهستگی ماستویید و گوش میانی را تخریب می کنند و حتی به داخل جمجمه گسترش می یابند. جهت تشخیص و تعیین وسعت تومور آنژیوگرافی کاروتید و نیز ونوگرافی رتروگرید ورید ژوگولر داخلی ضرورت دارد . انجام سی تی اسکن با کنتراست به این منظور مفید است ولی جایگزین آنژیوگرافی نمی شود . آنوریسم شریان کاروتید داخلی ممکن است از نظرعلایم و نمای خود از این تومور تقلید کند . درمان این تومور، جراحی می باشد . مگر در مواردی که قابل رزکسیون نیست ( تومورهای بزرگی که کل قاعده جمجمه را گرفته است ) و از پرتودرمانی استفاده میشود . پرتودرمانی هر چند سبب تخریب تومور نمی شود ولی گاه از پیشرفت و رشد مجدد تومور جلوگیری می کند .

تومورهای عصب فاسیال : شوانوم ها یا نوروفیبرومهای عصب فاسیال گاه در گوش میانی بروز می کنند که به کمک سی تی اسکن قابل تشخیص هستند . درمان آنها برداشتن تومور همراه با آناستوموز یا پیوند عصب فاسیال می باشد .

هیستیوسیتوز x ( رتیکولواندوتلیوز ) : این بیماری که در حقیقت تومورال نیست دارای سه سندرم بالینی می باشد . به نامهای لترر-سیو ، هند – شولر – کریستین و گرانولوم ائوزینوفیلیک . دو بیماری اول که گاه باعث ترشح گوش می شوند ، با پرتودرمانی تحت درمان قرار می گیرند ولی نهایتا“ با مرگ و میر بالایی همراهند. گرانولوم ائوزینوفیلیک با ایجاد ضایعات لیتیک دراستخوان تمپورال و جمجمه کودکان و نوجوانان باعث اتوره ، ناشنوایی و فلج عصب فاسیال می شود که به کمک کورتاژ ( یا اکسیزیون جراحی ) همراه با پرتودرمانی ، درمان شده ، پیش آگهی خوبی دارد .

تومورهای گوش داخلی :

نوروم آکوستیک: نوروم اکوستیک تشکیل دهنده ۸۰ درصد تومورهای زاویه CP ( زاویه مخچه ای – پلی ) می باشد . این تومور خوش خیم از غلاف عصب زوج VIII جممه ای بویژه بخش وستیبولار آن منشاء می گیرد. معمولا“ اولین علامت این تومورها وزوز گوش و سپس کاهش شنوایی آنها از نوع حسی – عصبی بوده میتواند از هرشدتی برخوردار باشد . ولی بیشتر در اودیومتری کاهش شنوایی flat یا کاهش شنوایی فرکانس های بالا دارند . در ۱۰ درصد موارد کاهش شنوایی آنها ناگهانی می باشد . در هر بیمار مبتلا به وزوز گوش یا کاهش شنوایی یکطرفه حسی – عصبی باید به فکر این تومور بود . به تدریج با رشد تومور فرد دچار بی تعادلی خفیف ، سرگیجه واقعی، فلج عصب فاسیال و علایم مربوط به ضایعه فضاگیر داخل جمجمه ای می شود .

در روشهای اختصاصی شنوایی سنجی ، این بیمارن بطور شایع درمقایسه با قدرت شنیدن اصوات خالص (PTA) از قدرت تفکیک (SDS) ضعیفی برخوردار هستند . همچنین دراین بیماران تست های Reflex decay ( زوال رفلکس ) و Tone decay ( TD یا زوال صوت) مثبت می شود . درسی تی اسکن ممکن است عریض شدن منفذ شنوایی داخلی مشاهده شود که درصورت استفاده از ماده حاجب می توان حتی تومورهای کوچک را به کمک این روش مشاهده نمود. دقیق ترین روش تشخیصی این تومور MRI می باشد. روشن شدن مجرای شنوایی داخلی در MRI جنبه تشخیصی دارد . آزمایش وستیبولرعموما“ کاهش و یا فقدان پاسخ کالریک به الکترونیستاگموگرافی را نشان میدهد . محافظت از عملکرد شنوایی و عملکرد عصب فاسیال به تشخیص زودرس وابسته است.

درمان این تومور جراحی می باشد که در موارد کوچک از طریق Middle fossa جمجمه ، درموارد متوسط از طریق لابیرنت ( دستیابی خوب به تومور، حفظ زوج VII ولی همراه با نابودی شنوایی ) و در موارد بزرگتر از ۳ سانتی متر از طریق ساب اکسیپیتال صورت می گیرد . در افراد خیلی مسن که تومور کوچکی دارند میتوان بیماران را فقط به کمک MRI پیگیری کرد . گاه در بعضی شرایط از متمرکز کردن اشعه بر تومور جهت درمان استفاده می کنند ( Gamma Knife) .

مننژیوم : مننژیوم دومین تومور شایع حفره خلفی جمجمه می باشد که بیشتر در موقعیت مدیال نسبت به منفذ شنوایی داخلی قرار دارد. در روشهای رادیوگرافیک به کمک کلسیفیکاسیون داخل تومور و هیپراستوز می توان آنها را تشخیص داد .