آخرین اخبار : 

تومورها

نئوپلاسم ها :

نئوپلاسم ها می توانند هم غدد بزاقی اصلی و هم فرعی را درگیر کنند. این نئوپلاسم ها غالبا“ بصورت تورمهای بدون درد می باشند . گاهی نئوپلاسم های بدخیم به ساختمانهای اطراف نظیر عصب فاسیال و پوست تهاجم می کنند و موجب درد و اختلال عملکرد عصب می شوند . بزرگ شدن پیشرونده و بدون درد به همراه اندوراسیون در هر یک از غده بزاقی باید یک نئوپلاسم فرض شود، مگر اینکه خلاف آن ثابت شود.

تقریبا“ ۲۵ درصد نئوپلاسم های پاروتید، بدخیم هستند. در غده ساب مندیبولار احتمال بدخیمی بیشتر است و به حدود ۵۰ درصد می رسد . معمولا“ بدخیمی های غدد بزاقی فرعی مهاجم تر از بدخیمی های غدد بزاقی اصلی است .

تومورهای خوش خیم :

آدنوم پلئومورفیک : شایعترین نئوپلاسم خوش خیم غدد بزاقی ، آدنوم پلئومورفیک ( تومور مختلط خوش خیم ) است و به صورت یک توده مشخص ، سفت و غیر حساس می باشد. این تومور در غده پاروتید نسبت به غده ساب مندیبولار شیوع بیشتری دارد . هر چند این تومور می تواند دارای کپسول باشد، اما در مواردی انشعاباتی از تومور به داخل بافت های بزاقی اطراف گسترش می یابد .

در گذشته برای درمان، تنها هسته تومور خارج می شد ، تا به ساختمانهای حیاتی اطراف نظیر عصب فاسیال آسیبی نرسد . روش فوق با درصد بالایی از عود تومور همراه بود، زیرا انشعابات تومور در غده بزاقی باقی می ماند . از طرف دیگر در مواردی نمای بافت شناسی تومور خوش خیم است ، اما همانند تومورهای بدخیم به بافت های اطراف تهاجم می کند . با توجه به موارد فوق ، امروزه درمان انتخابی تومور، رزکسیون کل غده بزاقی و یا حداقل لوب گرفتار آن می باشد . برای جلوگیری از آسیب عصب فاسیال ، باید آن را مورد دیسکسیون قرار داد .

سیستادنوم پاپیلری لنفوماتو ( تومور وارتین ) : این تومور خوش خیم است و بیشتر در غده پاروتید مردان مسن رخ میدهد . بطور اختصاصی دم غده پاروتید را درگیر می کند و ممکن است دو طرفه باشد . درمان انتخابی رزکسیون تومور به همراه دیسکسیون و محافظت عصب فاسیال است .

آدنوم سلول اسیدوفیلیک ( اونکوسیتوم) : انکوسیتوم یک تومور خوش خیم است که احتمالا“ از اپی تلیوم مجاری منشاء می گیرد . این تومور از این نظر که رشد کندی دارد و علایم چندانی ایجاد نمی کند، شبیه تومور مختلط خوش خیم می باشد . درمان انتخابی اکسیزیون جراحی به همراه حفظ ساختمانهای حیاتی است .

سایر انواع ناشایع تومورهای خوش خیم غدد بزاقی نظیر آدنوم سلول آسینیک نیز گاهی دیده می شوند. در این موارد نیز درمان انتخابی اکسیزیون جراحی تومور است .

تومورهای بدخیم:

کارسینوم موکواپی درمویید : این تومور به صورت یک توده دارای رشد پیشرونده تظاهر می کند و از نظر بافتی به دو دسته تقسیم می شود ، درجه پایین و درجه بالا . کارسینوم موکواپی درمویید درجه پایین رشد کندی دارد و اکسیزیون جراحی آن با بهبودی ۵ ساله ۹۵ درصد همراه است . از طرف دیگر کارسینوم موکواپی درمویید درجه بالا مهاجم تر بوده، تمایل به عود موضعی ، متاستاز به غدد لنفاوی و متاستاز دور دست دارد و میزان بقای بیمار زیاد نیست . این بدخیمی غالبا“ عصب فاسیال را درگیر می کند و رزکسیون کامل آن نیاز به قربانی کردن تمام یا قسمتی از عصب فاسیال دارد . برنامه های درمانی شامل جراحی، رادیوتراپی بعد از عمل و گاهی کموتراپی است .

کارسینوم کیستیک آدنویید ( سیلندروما ) : این کارسینوم می تواند هریک از غدد بزاقی اصلی یا فرعی را گرفتار سازد . پیش آگهی تومورهای منشاء گرفته از غدد بزاقی اصلی بهتراست . سیلندروما تمایل به گسترش دور عصبی دارد . این تومور سیری کند ولی دایمی دارد. میزان بقای ۵ ساله بیمار، ارزیابی صحیحی از موفقیت درمان نمی باشد ،‌ زیرا در مواردی بعد از سالها بیمار دچار عود موضعی یا متاستاز دور دست می شود . بیمارانی که با منشاء سیلندروما دچار متاستازهای دور دست می شوند ، بر عکس سایر تومورهای غدد بزاقی ، مدت زیادی زنده می مانند. پایه درمان رزکسیون جراحی تومور است . گاهی از درمانهای کمکی رادیوتراپی و یا کموتراپی نیز استفاده می شود .

تومور مختلط بدخیم: بعضی از تومورهای مختلط خوش خیم تبدیل به نوع بدخیم می شوند . دریان موارد بعلت احتمال عود موضعی و متاستاز دور دست، درمان تهاجمی جراحی ضروری است . برای جلوگیری از دژنرسانس بدخیمی ، رزکسیون کامل تومورهای مختلط خوش خیم دارای اهمیت است .

اسکواموس سل کارسینوما : ظاهرا“ این تومور از متاپلازی اپی تلیوم مجاری ناشی می شود . در غده پاروتید شایعتر از غده ساب مندیبولار است . ظاهرا“ اسکواموس سل کارسینوما بیشتر از سایر تومورهای غدد بزاقی تمایل به درگیری عصب فاسیال دارد . دراین تومور معمولا“ متاستاز به غدد لنفاوی گردنی رخ می دهد و احتمال متاستاز دوردست وجود دارد . میزان بقای ۵ ساله اندک است . درمان شامل رزکسیون تومور و برداشت بیشتر دد لنفاوی منطقه ای است.

لنفوم ها و کیست های مادرزادی نیز می توانند غدد بزاقی را درگیر نمایند . در این موارد نیز تنها روش تشخیصی قطعی مطالعات بافت شناسی است .

نئوپلاسم های غدد بزاقی در کودکان:

در کودکان نئوپلاسم های غدد بزاقی ، ناشایع است. اکثرکودکان مبتلا به این تومورها پیش آگهی مطلوبی دارند . این تومورها را میتوان به نئوپلاسم های عروقی و تومورهای خوش خیم و بدخیم تقسیم نمود.

نئوپلاسم های عروقی : تومورهای عروقی شامل همانژیوم و لنفانژیوم هستند . همانژیوم ها بر اساس ویژگی های بافتی به سه دسته کاپیلری ، کاورنو و مختلط تقسیم می شوند . غالبا“ تومور محدود به کپسول غدد بزاقی است . این تومورها گاهی بسیار بدشکل کننده هستند ، اما اکثر آنها ( به ویژه همانژیوم ها ) خودبخود بهبود می یابند و نیازی به مداخله جراحی نیست . از آنجایی که پسرفت خودبخودی درمورد لنفانژیوم ها نیز وجود دارد، درمان محافظه کارانه است ، مگر در مواردی که رشد سریع آن منجر به انسداد راه هوایی شود.

نئوپلاسم های خوش خیم : تومورهای خوش خیم کودکان از نظر شیوع مشابه بالغین است . تومور مختلط خوش خیم شایعترین تومور خوش خیم غدد بزاقی در کودکان است . احتمال اینکه یک توده پاروتید ، یک غده لنفاوی باشد ، درکودکان بیشتر از بالغین است . در این موارد نیز تنها روش تشخیصی قطعی ، بررسی بافتی است .

 

نئوپلاسم های بدخیم: احتمال بدخیم بودن یک توده سفت و بدون علامت غده پاروتید درکودکان بیشتر از بالغین است . تقریبا“ ۶۰ درصد این توده ها در اطفال بدخیم است . شایعترین بدخیمی در کودکان کارسینوم موکواپی درمویید درجه پایین است که پیش آگهی خوبی دارد . درمان انتخابی اکسیزیون جراحی تومور است . در مواردی که بدخیمی دارای درجه بالا است درمان کمکی با رادیوتراپی و یا کموتراپی صورت می گیرد .

پاسخ دهید