واژه شناسي در سرگيجه
در هنگام
مطالعه مطالب مرتبط با سرگیجه به واژه های متعددی بر میخوریم که توضیح خاصی
در مورد آنها در کتب مرجع نگاشته نشده است. در این فصل تلاش میکنیم واژه
هایی که مرتبط با سرگیجه هستند را توضیح داده و راه را برای فهمیدن راحت
کتب مرجع تسهیل کنیم. با توجه به هدف فصل حاضر، ناگزیریم که از اصل کلمات
استفاده کنیم.
Ablation
جداسازي و برداشت و يا تخريب يك ارگان
يا يك قسمت، بخصوص با جراحي، تخريب عملكرد با مواد شيمايي نيز مترادف اين
واژه است.
Aminoglycoside
دسته اي از آنتي بيوتيكها كه اغلب موارد
براي سيستم تعادلی سمی هستند. بعنوان مثال استرپتومايسين و جنتامايسين که
هر دو دارو، بر روي سلولهای تیره و نيز سلولهاي موئي تخريب ايجاد مي كنند .
Ampullae
انتهاي
پهن و
گشاد در هر كدام از كانالهاي نيم دايره اي در گوش داخلي كه ارگان حسي مجاري
نيم دايره اي با نام كريستا درون آن قرار دارد.
Ataxia
اختلال در تعادل بخصوص در هنگام راه
رفتن.
Auditory
مربوط به حس شنوايي.
ABR
Auditory Brainstem response andiometry
روشي است كه با استفاده از حس گرهایی كه
روي سر و گوشها گذاشته ميشود امواج الكتريكي بدست آمده و با پردازش رایانه
ای عملكرد راههاي عصبي بين حلزون شنوائی و مغز ارزیابی مي شود و بر اساس آن
افتراق محل آسيب ممكن مي شود، آيا در عصب هشتم است يا مشکل از مراكز بالاتر
است .
Automated Positioning
وسيله اي كه بطور خودكار به بيمار وضعیت
داده كه كاربرد آن ارزیابی نيستاگموس وضعیتی و نيز درمان در مواردي مثل
بیماری سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی است .
Benign Paroxysmal Positional Vertigo
وضعيتي است كه بيمار دچار حملات سرگيجه
چرخشي فقط در يك وضعیت خاص مي شود و علت آن وجود رسوبات بازوفیل در كانال
نيم دايره اي خلفي است. تشخيص آن بر اساس تست
Dix-Hallpike
و درمانش مانور Epley
است .
Benign Paroxysmal Positional Vertigo
Variant
درگيري ساير كانالهاي نيم دايره اي بغير
از كانال خلفي، مثلاً درگيري در كانال عرضي باشد.
Biphasic Nystagmus
حركات غير ارادي چشم كه در آن جزء تند
حركت به يك طرف و جزء كند بطرف مخالف است. نام ديگرش نيستاگموس ضربانی است
. علت بروز آن مشكلات سیستم تعادلی است و بطور قراردادي جهت نيستاگموس بطرف
جزء تند آن است
Brainstem
شامل پل مغزي، مدولا و هسته هاي اعصاب
مغزی است. پیام عصبي مربوط به تعادل به اين قسمت رسيده و رفلکس متناسب
عضلات براي حفظ تعادل و حفظ تصوير اشياء بر روي جسم زرد چشم با تنظيم حركات
چشم برقرار مي شود .
Caloric Test
روشي است كه با استفاده از آب گرم و سرد
عملكرد نسبي كانال عرضي نيم دايره اي ارزيابي مي شود . ولي ارزيابي
ارگانهاي اتوليتي را بدست نميدهد .
Canalith
رسوب آزاد و غوطه ور در كانالهاي نيم
دايره اي كه باعث بروز نيستاگموس مي شوند. معمولاً از منشا اتوكونيا مي
تواند باشد .
Canalolithiasis
وضعيتي كه در آن رسوبات ذكر شده در
كانالهاي نيم دايره اي در وضعیت خاص باعث تحريك سرگيجه مي شوند. تئوري اصلي
بيماري سرگیجه خوشخیم حمله ای وضعیتی است .
Central Compensation
توانايي و قدرت سیستم عصبی مرکزی براي
پاسخ به اختلال عملكرد يك قسمت با تغيير فعاليت و استفاده از
ورودی اطلاعات ساير مناطق
كه باعث برگرداندن اختلال تعادل مي شود .
Central Nervous System
شامل مغز و نخاع است و در دريافت
اطلاعات و فرايند ايجاد واکنش مناسب دخالت دارد.
Cereberum
قسمت اصلي و حجم عمده مغز را شامل میشود
كه دو قسمتي است و به هر كدام نیمکره اطلاق مي شود.
Chronic disabling Vertigo
واژه اي است كه براي توصيف حالت
پاتولوژیکی اطلاق مي شود كه در آن عصب هشتم تحت فشار عروق است و لذا سرگيجه
مكرر ايجاد مي شود. در اينحالت جراحي رفع فشارلازم است. اينحالت به
سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی
طول كشيده نيز اطلاق مي شود .
Cochlea
قسمت اصلي حلزوني شكل گوش داخلي كه در
شنوايي عملكرد دارد .
Cochlear duct
كانالي است كه در برش عرضي سه گوش است ،
در حلزون شنوائی قرار داشته و بين اسكالا تيمپاني و اسكالا وستيبولي است.
يعني كانال بالا، اسكالا تيمپاني و كانال وسط مجرای حلزونی و كانال تحتاني
اسکالا وستيبولي است. مجرای حلزونی حاوي ارگان كورتي است و در شنوايي اهميت
زيادي دارد .
Cochlear Nerve
قسمتي از عصب هشتم مغزی است که عملکرد
عمده آن شنوائی است.
Computerized dynamic Posturography (CPD)
تستي است كه عملكرد تعادل را با ارزیابی
رایانه ای بررسي مي كند و هر دو سيستم حسی و حرکتی را كه در تعادل دخيل
هستند ارزيابي مي كند. بيمار روي سكويي كه متحرك است مي ايستد و به محيط
خود كه تصويري قابل حركت است نگاه مي كند . ارزيابي ها در تست درک وضعیت
کامپیوتری براي چشم و سيستم تعادلي گوش و سيستم گيرنده هاي مكانيكي مفاصل
است .
Concussion
اینحالت بدلیل ترومای ناشی از سرعت بالا
و يا سقوط، در بافت نرم بخصوص سیستم عصبی مرکزی يا گوش مياني رخ میدهد.
الزاماً ناشي از ضربه مستقیم نیست. تكان شديد ميتواند باعث آسيب و خونريزي
در مغز و گوش داخلي شود .
Cupula, Cupulae
ساختماني ظريف و غشايي كه شبيه ژلاتين
است و سلولهاي موئي روي کریستا كانال هاي نيم دايره اي را پوشانده است.
در حركت مايع درون مجاري نيم دايره اي جابجا ميشود و تحريك مكانيكي را به
سلولهاي موثر منتقل مي كند
Cupulolithiasis
وضعيتي است كه در آن بر اثر رسوبات،
كوپولا سنگين شده و باعث تحريك سلولهاي موئي شده و منجر به بروز نیستاگموس
میشود.
Dark cell
سلولهاي
رنگدانه
دار در گوش داخلي كه آندولنف
ترشح مي كند .
Electrocochleograpy (ECOG)
تستی است است كه بطور كلي عملكرد حلزون
شنوائی و ارتباط مايعات حلزون شنوائی را بررسي ميكند و بخصوص در پرفشاری
كمك كننده است. محرك صوتي وارد كرده و پتانسيل هاي الكتريكي از طريق حس
گرهایی كه در كانال گوش خارجي تعبيه شده اند ثبت مي شود و با ارزیابی
رایانه ای عملكرد حلزون شنوائی بررسي مي شود .
Electronystagmograpy (ENG)
مجموعه اي از تست ها كه با استفاده از
حس گرهایی در اطراف چشم با حركات چشم ثبت ميشود . در اين تست رفلكس تعادلی-
چشمی بررسي مي شود . با محركهايي مثل تست كالريك و محرك اكولوموتور واكنش
رفلكس تعادلی- چشمی ارزیابی مي شود . ساير موارد محركها وضعیت بدن و وضعیت
چشمی هستند. بعلاوه در اين تست توانايي مهار نيستاگموس توسط سیستم عصبی
مرکزی در طي تطابق بررسي مي شود ولي ارگانهاي اتوليتي بررسي نمي شوند .
Endolymph
مايعي است كه در لابيرنت غشايي است و
محتويات يوني آن شبيه مايع داخل سلولي است يعني پتاسيم آن بالا و سديم آن
كم است .
Endolymphatic Duct
مجرايي است كه از ساکول و اوتریکول شروع
مي شود و در ساك اندولنفاتيك ختم ميشوند. در ايجاد پرفشاری احتمالاً نقش
مهمي دارد .
Endolymphatic Sac
انتهاي بسته و متسع مجرای اندولنفاتيك
است نقش جذبي آندولنف و نقش ايمونولوژيك نيز دارد .
Endolymphatic hydrops
تجمع غير طبيعي آندولنف كه باعث متسع
شدن لابيرنت غشايي و لذا بروز علائم منییر مي شود .
Endolymphatic Shunt
عمل جراحي كه در آن بطور دائم شنت در
ساك آندولنفاتيك گذاشته شده تا علائم پرفشاری برطرف شود اين شنت به گوش
مياني يا به فضاي زیر نرم شامه ای تخلیه مي شود .
Eplay Maneuver
درمان اصلي بیماری سرگیجه خوشخیم حمله
ای وضعیتی است كه در آن رسوبات آزاد درون كانال خلفي نيم دايره اي بدرون
وستيبول رانده مي شود . نام ديگر آن مانور جابجائی رسوبات کانال
است .
EAC
كانال گوش خارجي
Fistula
ارتباطي غیر طبیعی بين دو ارگان يا دو
فضا در بدن است .
Fistula test
ايجاد فشار مثبت و منفي بر روي کانال
گوش خارجی كه بطور واضح نقص ساختمانی كانالهاي استخواني لابيرنت را مشخص
میسازد. با اعمال فشار مثبت، سرگيجه و نيستاگموس رخ ميدهد. در واقع همان
تست هنبرت است
Glycerel test
تستی است كه نشاندهندة وجود پرفشاری است
. خوردن گليسرول باعث جذب سريع مايع از سيستم آندولنف شده و موقعي به آن
مثبت مي گوئيم كه 10 ±
دسي بل بهبود شنوايي در هر فركانسي شود و يا 12% بهبود افتراق گفتار بدهد
.
Dix-Hallpike test or Dix-Hallpik maneuver
مانوري فيزيكي است كه كانال خلفي را در
راستا جاذبه مي چرخاند و همزمان حركات چشم براي نيستاگموس بارز چرخشي كه
مختص بیماری سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی است بررسي مي شود . از وضعيت
نشسته بيمار سريع به وضعیت خوابیده به پشت برده شده در حاليكه سر از لبة
تخت فراتر و 30 درجه آويزان است و نيز 45 درجه بطرف گوش مبتلا چرخیده است.
در برگرداندن به وضعيت نشسته نيز نيستاگموس رخ ميدهد .
Hennebert Phenomenon
ايجاد حركات چشم و تهوع و استفراغ و عدم
توانايي ايستادن در پاسخ به ايجاد فشار مثبت در كانال گوش خارجي در حاليكه
پردة صماخ سالم است .
Hennebert Sign
مشاهده حركات چشمي كه با واسطه محرك
فشار مثبت بر روي کانال گوش خارجی ايجاد مي شود. نتيجه، بروز يك نيستاگموس
دو مرحله اي است كه علت آن خوردگی و نقص در ديوارة استخواني كانال نيم
دايره اي است.
Hennebert test
همان تست اعمال فشار است . فشار مثبت يا
منفي هوا درون كانال گوش خارجي اعمال و چشم هاي بيمار بررسي مي شود . بروز
نيستاگموس و علائم تهوع و استفراغ نشان دهنده تست مثبت است. نكتة مهم اين
است كه نبايستي از واژة اشتباه تست فیستولا استفاده شود .
Hydrops
تجمع غیر طبیعی مايع در يك ارگان يا
حفره بدن يا يك بافت است . كه در سيستم تعادلي دال بر تجمع آندولنف در
لابيرنت است .
Infrared Videography (IR Videonystagmography)
در محيط تاريك، از دوربين و نور مادون
قرمز استفاده شده و حركات چشم ثبت و ارزیابی رایانه ای مي شود. اين تست از
الكترونيستاگموگرافي با ارزش تر است. زيرا بسيار حساس تر بوده و امواج
مزاحم الکتریکی روي آن اثر نمي كنند و هر گونه حركات چرخشی را نيز ثبت
ميكند اما الکترونیستاگموگرافی قادر به ثبت حركات چزخشی چشم نيست . بر اساس
خصوصيات حركتي چشم، محل ضايعه مشخص مي شود .
Inner ear (Labyrinth)
مجموعه اي از حفره ها درون استخوان
گیجگاهی است كه سه قسمت است 1- وستيبول (در وسط) 2- حلزون شنوائی (در قدام)
3- كانالهاي نيم دايره اي (در خلف) .
یک لایه
غشايي آنرا از استخوان اطراف جدا مي سازد و بين استخوان و غشا لابيرنت ،
مايع پري لنف وجود دارد . درون لابيرنت مايع آندولنف قرار دارد .
Inner ear Concussion
آسیب غير مستقيم و با ضربه شديد در
ساختمانهاي لابيرنت غشايي است كه كاهش شنوايي و نيز اختلال تعادلي مي تواند
بوجود آورد .
Intratympanic perfusion of the round window
تزريق داروها بدرون گوش مياني از راه
پردة صماخ. در اين روش دارو در مقابل دريچه گرد تزريق شده لذا با انتشار از
غشا ، بدرون گوش داخلي وارد مي شود . ميزان نفوذ بسته به غلظت دارو و نيز
زماني است كه دارو در مقابل دريچة گرد مي ماند .
Intratympanic perfusion of streptomycin , Gentamycin
تزريق استرپتومايسين از راه پردة صماخ
بدرون گوش مياني كه باعث جذب از راه دريچه گرد شده و باعث تخريب سيستم
تعادلی گوش همان طرف مي شود .از جنتامايسين تزريقي نيز مي توان استفاده
نمود. استفاده از آن شرايطي دارد. 1- وجود سرگيجه شديد و غير قابل درمان و
ناتوان كننده .2- بروز علائم از منشاء لابيرنت باشد . 3- درمانهاي غیر
تخریبی در تلاشهاي گذشته فايده اي نداشته باشد . 4- عملكرد مناسب حلزون
شنوائی و تعادلی در گوش طرف مقابل وجود داشته باشد . 5- عملكرد سیستم عصبی
مرکزی در حالت جبران كافي باشد .
Irritable Labyrinth
عملكرد غير طبيعي و ناپايدار لابيرنت كه
باعث بروز سرگيجه مي شود. در اينحالت لابیرنت حساس است و لذا به محرکهای
غیر از سیستم تعادلی مثل صدا و تغییرات فشار و جاذبه واکنش شدیدتر میدهد.
در اينحالت ناتواني سیستم عصبی مرکزی براي جبران هم وجود دارد و لذا بيمار
بطور مداوم در حالت عدم تعادل و سرگيجه مكرر است .
Labyrinthectomy
تخريب لابيرنت با جراحي يا مواد شيمايي
كه باعث از بين رفتن كامل عملكرد آن مي شود .
Labyrinthine deficit
كاهش عملكرد حس گرهای لابيرنت كه با
گذشت زمان ، جبران سیستم عصبی مرکزی رخ داده و علائم را بر طرف مي كند .
Labyrinthine dysfunction
اختلال عملكرد لابيرنت (ولي نه كاهش
عملكرد آن) در يك حس گر كه چون ضايعة حالت پایدار ندارد لذا جبران سیستم
عصبی مرکزی توانائي رفع علائم را ندارد .
Labyrinthitis
التهاب لابيرنت كه يا چركي است يا سروز.
در نوع چرکی، درمان مانند مننژيت لازم بوده و کری کامل رخ میدهد ولی در نوع
سروز درمان محافظه کارانه و آسیب شنوائی ناشایع است.
Macula
مجموعه و تكه اي كه حاوي سلولهاي موئي
است و روي آن را مادة ژلاتيني كه کریستالها و گرانولهاي كربنات كلسيم دارد
پوشانده است . پس مجموعة سلولهاي موئي در اوتریکل و ساکول و اتوليت روي آن
ماکولاست .
Mechanoreceptors
مبدلهايي هستند كه حركات مكانيكي را به
جریان عصبي تبديل مي كنند . و محرك خاصي آنها را تحريك مي كند . كانالهاي
نيم دايره اي داراي يك حس گر به نام كوپولاست و حركت مايع درون آن باعث
ايمپالس عصبي مي شود . ارگانهاي اتوليتي كه داراي رسوبات سنگين هستند و بر
روي سلولهاي موئي اثر فشاري داشته و با تغيير حركت و جاذبه باعث تحريك و
بروز پیام عصبی مي شود .
Membranous Labyrinth
لابيرنت غشايي لولة غشايي است كه شامل
حفرات و یک ساك دارد و درون لابيرنت استخواني جاي داشته، درون آن آندولنف
وجود دارد و سلولهاي حسي براي شنوايي و تعادل درون آن قرار دارند.
Meniere’s Disease
بيماريي است كه در آن اتساع لابيرنت
غشايي (پرفشاری) باعث بروز علائم حمله اي سرگيجه و كاهش شنوايي و وزوز گوش
با پري گوش مي شود . هر حمله چند دقيقه تا چند ساعت پايدار مي ماند .
Microcath
كاتترهايي خاص و كوچك و ظريف كه براي
رساندن داروها بدرون گوش مياني و سپس از دریچه گرد بدرون گوش داخلي طراحي
شده اند و دوز تجويزي آنها كنترل شده است .
Motion Coordination Test
قسمتي از تست و آزمايش درک وضعیت است كه
در آن رفلكس ها عضلاتي كه در كنترل ايستايي بدن دخالت دارند بررسي مي شود و
حالت های غیر طبیعی اين تست مطرح كننده اختلالات عملكرد سیستم عصبی مرکزی و
يا راههاي عصبي موتور است .
Nystagmus
حركات چشم بصورت غير ارادي كه با واسطه
محرك هايي ايجاد مي شود و در زمينه بيماري لابيرنت و سیستم عصبی مرکزی
ايجاد مي شود . در تست هايي خاص مثل تست كالريك نيز مي توان نيستاگموس
ايجاد نمود .
OMNIAX
در صندلي اتوماتيك
OMNIAX
ميتوان بيمار را به هر وضعيتي نسبت به جاذبه تغيير وضعیت داد و اگر همراه
ثبت حركات چشمي با اشعه مادون قرمز شود وسيله اي ارزشمند در تشخيص و درمان
بعضي بيماريهاي تعادلی است .
Ossicles
استخوانهای چکشی ، سندانی و رکابی سه
استخوان ظريف در گوش مياني هستند كه صدا
را از
پردة گوش به دريچه بیضی منتقل مي كنند .
Otalgia
وجود درد در گوش و کانال گوش را گویند.
Otic Capsule
استخوان سفت و محكمي كه گوش داخلي را در
بر گرفته است .
Otolith , Otoconia
کریستالهای کربنات كلسيم كه بطور طبیعی
به غشاء ارگان هاي اتوليتي متصل است و درون وستيبول گوش داخلي هستند. اين
عناصر باعث حساس شدن به محركهاي مرتبط با جاذبه مي شود و اين کریستالها
ميتوانند در بعضي بيماريها مثل سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی كنده شده و
بدرون كانال خلفي وارد شوند و لذا علائم بيماري را بوجود آورد .
Otolith Oragans
اوتریکل و ساکول ارگانهاي اتوليتي هستند
. درون كپسول استخوان گوش قرار دارند (ديوارة داخلی وستيبول) و هر كدام
شامل يك ساك غشايي هستند كه حاوي آندولنف است . درون هر ساك يك ماکولا قرار
دارد كه يك غشاء مسطح حاوي سلولهاي موئي است كه روي آنها را اتوليت غشا
پوشانده است . اين ارگانهاي اتوليتي گیرنده ای مکانیکی هستند . اين ارگانها
بطور عادي به جاذبه حساس هستند و نيز حركات خطي را درك مي كنند .
Ototoxic
ماده اي سمي كه مي تواند دارو باشد و
وقتي وارد بدن شود باعث تخريب و آسيب سلولهاي حسي گوش در سيستم شنوايي و
تعادلي مي شود .
Oval Window
سوراخي بيضي شكل در گوش داخلي كه کف
استخوان رکابی بر روي آن متصل است .
Particle repositioning
اقدامي است كه در آن رسوبات درون كانال
نيم دايره اي كه مسبب بروز علائم سرگيجه هستند را از كانال خارج و بدرون
وستيبول بر مي گرداند .
Perilymph
مايعي است كه اطراف لابيرنت غشايي را
پوشانده و درون لابيرنت استخواني است . محتويات آن مثل مايع خارج سلولي است
يعني پتاسيم كم ولي سديم زياد دارد. اين مايع با مایع مغزی نخاعی از طريق
منافذ ريزي ارتباط دارد .
Perilymphatic Fistula(PLF)
نشت غير طبيعي بين لابيرنت و فضاي گوش
مياني كه اغلب بدنبال ضربه و يا جراحي گوش رخ ميدهد اگر چه بطور مادرزادي
نيز ميتواند وجود داشته باشد.
Positional Nystagmus and Vertigo
بروز نيستاگموس و سرگيجه در يك وضعيت
خاص كه مسبب آن تاثيرات جاذبه است .
Post – Trumatic Vertigo
سرگيجه متعاقب آسيب تروماست . چند هفته
تا چند ماه پس از ضربه حادث مي شود . آسیب جراحي نيز مي تواند عامل بروز آن
باشد .
Post Treatment Morbidity
علائم و نشانه هايي كه بطور ناخواسته در
نتيجة اقدامات درماني بروز مي كند . مثل اثرات جراحي شيمي درماني يا تزریق
آمينوگليكوزيد از طرف پردة صماخ
Postural Hennebert test
به عنوان تست فشار سطحی يا نام تست عدم
تعادل با واسطه اعمال فشار هم ناميده مي شود . در اين تست فشار هوا بدرون
گوش خارجي (بيمار ايستاده است) اعمال ميشود و اثرات فشار بر گوش و تعادل
ارزیابی انجام شود . آيا فشار باعث عدم پايداري بيمار مي شود يا نه ؟ اين
تست براي تشخیص نشت پری لنف، احتمالی است اما تشخيصي نيست.
Postural Tullio Test
اسم ديگرش تست ایجاد عدم تعادل با واسطه
فشار صوت است كه در آن در حاليكه بيمار ايستاده و تحت نظر است، صدایی به
گوش اعمال شده و اختلال تعادل بیمار ثبت مي شود. ارگان های انتهایی غير
طبيعي سیستم تعادلی ، با اين تست ارزیابی شده و آستانه حساسيت صوتي آنها
بررسي مي شود . بطور شايع از 5000 هرتز شروع و سپس افزايش داده شده تا
فركانس محرك مشخص شود .
Posturography
ارزیابی پاسخ هاي ايستائي بيمار بر
اساس: 1- تغييرات محيط ديد 2–
حذف ديد و 3- مهار سیستم حسی محیطی است که بر روي صفحه تقویت شده، كه
ارزیابی رایانه ای يافته ها، محل نقص سیستم تعادلی را نشان ميدهد .
Round window
غشايي كه گوش مياني را از گوش داخلي جدا
مي كند و در عمق حفره دریچه گرد و در قسمت تحتانی گوش میانی قرار دارد
Saccule
کیسه ای كه درون وستيبول است و حاوي
ارگانهای اتولیتی بوده و قسمتي از لابيرنت غشايي محسوب مي شود .
Semicircular Canals
مجاري استخواني نيم دايره اي لابيرنت
هستند و سه عدد در سه راستای عمود بر هم حاوي مايع آندولنف و ارگانهاي حسي
کریستا بوده و درانتهاي متسع آنها جزء حسی بنام آمپولا قرار دارد. کوپولا
در طي حركت مايع درون كانال، حركت كرده و تحريك سلولهاي موئي ميدهد.
كانالهاي نيم دايره اي به جاذبه حساس نيستند و بطور عمده حركات شتابدار و
چرخشي را متوجه مي شوند. حركت در راستا هر كانالي باشد آن كانال شديدتر
تحريك ميشود.
Semicircular Ducts
مجراي غشايي درون كانال استخواني نيم
دايره اي كه حاوي آندولنف است .
Sensory Neural Hearing loss
اختلال شنوايي با درگيري حلزون شنوائی
(حلزون شنوايي) يا ناشي از درگيري راههاي مركزي و مراكز مرکزی شنوايي را
افت شنوائی حسی- عصبی گويند .
Sensory Conflict (Mismatch)
حالتي كه در آن ادراك های بينائي،
تعادلی و حسی محیطی با هم مطابق نيستند كه نتيجه آن بروز تهوع و استفراغ
است . مثال اينحالت بيماري مسافرت است .
Sensory Organization Test
در 6 وضعيت متفاوت تست درک وضعیت ،
اثرات بينائي و سیستم تعادلی و حسی محیطی را بر روي ايستائي فرد بررسي مي
كند و ناپايداري ها را مشخص و محل ضايعه را بدست ميآورد .
Romberg
Sign (Test)
علامتي كه در آن بيمار بدنبال درخواست
براي ايستادن با وضعيت پاها جفت و چشمها بسته دچار اختلال تعادل مي شود اگر
بطور واضح كج شده و بطرف افتادن برود نشانه مثبت شدن تست است. تست مثبت
علامت درگیری مخچه است
Semont’s Maneuver
مانوري است كه در طي آن بيمار ابتدا به
يك پهلو و سپس به پهلوي ديگرش خوابانده شده و در هر طرف چهار دقيقه نگه
داشته مي شود . مرحلة اول مانور بطرف گوش مبتلاست . اين مانور در درمان
سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی كاربرد دارد .
Fixation Supression
در نيستاگموسهايي كه منشاء محيطي دارند
اگر چشم را به يك نقطة نزديك متمرکز كند نيستاگموس بيمار مهار مي شود . اما
در نيستاگموسهاي مركزي اين مهار انجام نمي شود .
Dizziness
واژه کلي در ابراز سرگيجه است كه شامل
حالات غير از سرگيجه حقيقي مثل سياهي رفتن چشم در كمي فشار خون هم مي شود .
Head shaking test
تستي كه بر اساس آن سر سريع بطرف راست و
چپ چرخانده شده و اثر آن بر روي حركات چشم سنجيده مي شود در سرگيجه هاي
محيطي نيستاگموس طولاني ميدهد .
Space Disease
فضانوردي كه وارد فضا مي شود بدليل حذف
جاذبه دچار اختلال در هماهنگی اطلاعات ارسالی ازارگانهاي اتوليتي و نيم
دايره اي به مغز مي شود ، زيرا احساس اتوليت ها از بين مي رود . اينحالت
ظرف چند روز بر طرف مي شود .
Migrain
سر دردهاي ضربان دار و توام با ترس از
نور و بروز تهوع و سرگیجه كه معمولاً در شروع داراي اورا هستند .
Pres-bystasis
بروز پير ايستائي بدليل تخریب ارگانهاي
حسي تعادلی
است كه باعث علائم عدم توانايي حفظ تعادل و عدم بروز پاسخ مناسب ايستائي مي
شود .
Vestibulopathy
وجود پاتولوژي و شرايط غير طبيعي سيستم
تعادلی را گويند .
SOT Composite Score
ارزيابي قرار دادي كلي توانايي ايستائي
بيمار بر اساس متوسط نمره هايي كه در 6 شرايط تست درک وضعیت ، بيمار بدست
آورده است .
Stenger Test
تست استاندارد براي كشف حالت تمارض در
كاهش شنوايي يك طرفه.
Titration
روشي كه دوز داروي تجويزي را در شرايط و
تا مقدار مشخص تجويز مي كند . اين مقدار مشخص حد كامل دوز تجويزي است يا
دوزي است كه در آن اثرات درماني بدست آيد .
Transtympanic
تجويز دارو از طريق پردة صماخ
Tullio Phenomenon
تحريك حركت چشم در موقعي كه بیمار در
معرض صداي بلندی قرار می گیرد . تست استاندارد در وضعيتي كه بيمار نشسته
است انجام مي شود . اين تست اختلالات كانالهاي نيم دايره اي را كشف مي كند
. اگر بيمار در وضعيت ايستاده باشد و اين تست انجام شود و بيمار با واسطه
صداي بلند اختلال ايستائي پيدا كند علامت ناپايداري در سيستم اتوليتي است .
ارزش حالت ايستاده از نشسته بسيار بيشتر است .
Tympanic Membrane (Eardrum)
غشايي نازك كه كانال گوش خارجي را از
حفرة گوش مياني جدا مي سازد .
Tympano-Vestibular Coupling
اتصال مستقيم يا غير مستقيم بين
ساختمانهاي گوش میانی (پردة صماخ
–
استخوانچه ها
– حفرة
گوش مياني) و ارگانهاي حسي
تعادلی است كه نتيجه آن
پاسخ دهي غير طبيعي ارگانهاي تعادلی به تغييرات فشار و لرزشهاي صوتي منتقل
شده از ساختار گوش میانی است .
Typical Nystagmus of BPPV
نيستاگموسي كه فقط در يك وضعيت خاص رخ
دهد و داراي فاز تاخیر است و حركت آن چرخشي سريع بطرف گوشي است كه پائين تر
قرار گرفته و با برگرداندن بيمار به وضعيت نشسته جهت آن برعكس مي شود .
هيچوقت نيستاگموس سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی بيش از یک دقيقه نمي شود .
Otricle
ساك كوچكي در وستيبول مياني كه حاوي
ارگانهاي حسي اتوليتي است و بطور عمده حركات و كج شدن در محور عمودي را
متوجه مي شود .
Vertigo
يك
توهم حركت است كه ميتواند
چرخشي –
خطي يا احساس حالت كج شدن باشد . بيمار از عدم تعادل و تهوع شاكي است و علت
آن آسيب لابيرنت سیستم تعادلی گوش داخلي يا اختلالات سیستم عصبی مرکزی است
. اكثريت سرگیجه هاي واقعی منشأ گوش داخلي دارند . چهار منشاء گوشي سرگیجه
عبارتند از : 1- وجود رسوبات گوش داخلي در سرگیجه خوش خیم حمله ای وضعیتی
2- پرفشاری آندولنف در منییر 3ـ ضربه غیر نافذ گوش داخلي در ضربه 4-
التهاب سیستم تعادلی در نوريت سیستم تعادلی كه عمدتاً
در عفونتهاي ويروسی رخ ميدهد .
Vestibular
مرتبط با قسمتي از گوش داخلي و راههاي
مركزي آن در حس تعادل و حفظ ايستائي بدن دخالت دارد .
Vestibule
قسمت مركزي حفره داخلي گوش است كه بين
حلزون شنوائی و كانالهاي نيم دايره اي قرار دارد . اوتریکول و ساکول دورن
آن هستند و دريچه هاي بیضی و گرد بدرون آن باز مي شوند .
Vestibular end organs
اوتریکول و ساکول و كانالهاي نيم دايره
اي را گویند.
Vestibular hyperacusis
حساسيت غير طبيعي به سر و صداي ناخواسته
یا نویز كه عارضه خارجي آن عدم تعادل و تهوع است . مكانيسم آن اختلال در
بعضي ارگانهاي حسي سیستم تعادلی است كه باعث حساس شدن آنها به فشار و صداي
بلند مي شود .
Vestibular Lithiasis
هر وضعيتي كه باعث ايجاد رسوباتي درون
ارگانهاي حسي تعادلی شود باعث سرگيجه و نيستاگموس مي شود . مثالهايش رسوب
درون کانال و رسوب بر روی کوپولا است .
Vestibular Mechanoreceptor
ارگانهاي اتوليتي و كانالهاي نيم دايره
اي گیرنده های مکانیکی هستند كه مبدل ارگانيك مي باشند و پاسخ به شرايط
فيزيكي خاصي دارند . اين شرايط حركات شتابدار و خطي است كه هر كدام براي
محركهاي خاص ويژه شده اند و اختلال در اين ويژگي باعث عدم تعادل و تهوع مي
شود.
Vestibular nerve
يكي از دو جزء عصب هشتم مغزي است كه
ارگانهاي حسي تعادلی را پوشش ميدهد و تعادل را حفظ و وضعيت چشم را در كره
چشم كنترل مي كند .
Vestibular nerve section
قطع شاخة وستيوبلار از عصب هشتم مغزي كه
باعث قطع كامل و دائم پيام هاي سیستم تعادلی از همان طرف خواهد شد . خطر آن
آسيب به سیستم عصبی مرکزی و نشت مایع مغزی نخاعی است . خطر دوم آن آسيب
شنوايي و قطع عصب هشتم است .
Vestibular Rehabilitation
روشهاي فيزيكي كه براي تحريك مكانيسم
جبراني سیستم عصبی مرکزی طراحي شده و باعث عادت به محركها شده و پاسخ شديد
سیستم تعادلی را كه باعث سرگيجه مي شود، مهار مي نمايد .
Vestibulo – ocular reflex (VOR)
قسمتي از سيستم تعادلی است كه از پيام
هاي كانالهاي نيم دايره اي استفاده نموده و چشمها را درون کره چشم پايدار
نگه ميدارد و پاسخ مناسب به وضعيت هاي سر و بدن را در چشم بصورت غير ارادي
ايجاد مي كند .
Vestibulo
– Spinal Reflex (VSR)
قسمتي از سيستم تعادلی است كه پيام
مرتبط با جاذبة را كه از ارگانهاي اتوليتي مي آيد بصورت رفلكسي پاسخ داده و
باعث حفظ ايستائي شده و عضلاتي را كه وضعيت پايدار بدن را حفظ مي كنند
تنظيم مي كند .
|